تاریخ انتشار : سه شنبه 21 مرداد 1399 - 9:07
کد خبر : 69743

تابو یوفو؛ چرا جهان هنوز اجسام پرنده ناشناس را جدی نمی‌گیرد؟

تابو یوفو؛ چرا جهان هنوز اجسام پرنده ناشناس را جدی نمی‌گیرد؟

نویسنده: میلاد میرکانی جارستان به نقل از زومیت؛ کنجکاوی و تلاش برای پی‌بردن به ناشناخته‌ها از جمله خصلت‌های ذاتی ما انسان‌ها است؛ اما چرا وقتی صحبت از یوفوها به میان می‌آید، هیچ‌کس تمایلی به شناخت علمی آن‌ها ندارد؟ ابتدای امسال، پنتاگون سه ویدئو از اجسام پرنده‌ی ناشناس (یوفوها) منتشر کرد که بین سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۱۵ به‌دست نیروی

نویسنده: میلاد میرکانی

جارستان به نقل از زومیت؛ کنجکاوی و تلاش برای پی‌بردن به ناشناخته‌ها از جمله خصلت‌های ذاتی ما انسان‌ها است؛ اما چرا وقتی صحبت از یوفوها به میان می‌آید، هیچ‌کس تمایلی به شناخت علمی آن‌ها ندارد؟

ابتدای امسال، پنتاگون سه ویدئو از اجسام پرنده‌ی ناشناس (یوفوها) منتشر کرد که بین سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۱۵ به‌دست نیروی دریایی ارتش آمریکا ضبط شده بود. این ویدئوها که ابتدا سال‌ها پیش به بیرون درز کردند، معلوم نیست دقیقا چه چیزی را نشان می‌دهند. ظاهرا اجسام مختلفی همانند هواگرد در آسمان می‌چرخند و به‌نحوی حرکت می‌کنند که توضیح آسانشان را دشوار می‌کند. همان‌طور که می‌توان در ویدئوها شنید، خلبان‌ها با ردیابی آن اجسام، احساس تعجب و هیجان خود را از دیدنشان ابراز می‌کنند.

ویدئوها حتی از نگاه افراد غیرعلاقه‌مند یوفوها، بسیار جالب‌توجه هستند. آن‌ها تأیید می‌کنند که دست‌کم یوفو وجود دارد؛ هرچند این امر به‌معنای وجود بیگانگان نیست، نشان می‌دهد اجسام ناشناخته‌ای در آسمان می‌چرخند. اکنون آیا بیگانگان واقعی هستند؟ پاسخ احتمالا مثبت است؛ اما آیا آن‌ها سفینه‌هایشان را در آسمان زمین به پرواز درآورده‌اند؟ هیچ‌کس نمی‌داند.

بهترین پاسخی که یک نفر می‌تواند بدهد، این است که احتمال ساخته‌‌شدن برخی از این یوفوها به‌دست موجوداتی غیر از انسان صفر نیست و همین، دلیل کافی برای صحبت درباره‌ی آن‌ها است. اما یوفوها به‌ندرت از تیتر اخبار و روزنامه‌ها فراتر می‌روند. حتی در میانه‌ی دنیاگیری کووید ۱۹، احتمالا تصور می‌کنید که وقت چندانی برای صحبت درباره‌ی یوفوها وجود ندارد.

به‌منظور تلاش برای کشاندن بحث درباره‌ی یوفوها به درون گفتمان عمومی، شان ایلینگ، روزنامه‌نگار وب سایت واکس با الکساندر ونت، استاد تمام روابط بین‌الملل از دانشگاه ایالتی اوهایو تماس گرفت. ونت در رشته‌ی روابط بین‌الملل غول بزرگی محسوب می‌شود؛ اما در ۱۵ سال گذشته یا بیشتر، به یوفوشناسی آماتور تبدیل شده است. او در سال ۲۰۰۸ مقاله‌ای آکادمیک در زمینه‌ی پیامدهای سیاسی یوفوها به رشته‌ی تحریر درآورد و به‌تازگی با سخنرانی در تدایکس تاک نیز آشکارا به صحبت درباره‌ی تابو موجود برضد مطالعه‌ی یوفوها پرداخت.

در جهانی که یوفوشناسی را علمی واقعی نمی‌داند، ونت نزدیک‌ترین شخص به یک متخصص یوفو محسوب می‌شود. او همانند دیگر علاقه‌مندان به این مبحث، زمان زیادی را صرف کرده است تا شواهد را بررسی کند، درباره‌ی مخاطرات بیندیشد و دراین‌باره نظریه‌پردازی کند که چرا فرازمینی‌ها اصلا باید به ملاقات زمین بیایند؟ گفتگوی پیش‌رو در ماه مه انجام شد؛ اما پس از آنکه نیویورک تایمز تغییر نام واحد یوفو پنتاگون و انتقال آن به اداره‌ی اطلاعات نیروی دریایی را گزارش داد، یوفوها دوباره به اخبار بازگشتند.

در این گفت‌وگو، ایلینگ و ونت دراین‌باره صحبت کرده‌اند که چرا دانشمندان از جدی‌گرفتن یوفوها خودداری می‌کنند، چرا ونت احتمال می‌دهد فرازمینی‌ها، سازنده‌ی هواگردهای دیده‌شده در آن ویدئوها هستند و چرا او معتقد است که شناسایی حیات فرازمینی چشمگیرترین رویداد در تاریخ بشر خواهد بود. برای مطالعه‌ی این گفتگوی جذاب با زومیت همراه باشید.

شان ایلینگ: آیا به حیات فرازمینی باور داری؟

شناسایی حیات فرازمینی چشمگیرترین رویداد در تاریخ بشر خواهد بود

الکساندر ونت: خب به‌نوعی مثل این است که بپرسید آیا کسی به خدا باور دارد. این صرفا سوالی عجیب است. من قطعا معتقد هستم که به احتمال زیاد حیات فرازمینی جایی در جهان وجود دارد و احتمال می‌دهم که حتی اغلب دانشمندان نیز با من موافق باشند. سؤال واقعی این است: آیا فرازمینی‌ها اینجا هستند؟ و این قطعا سوالی به‌شدت بحث‌برانگیزتر است.

شان ایلینگ: آیا آن‌ها اینجا هستند؟

الکساندر ونت: من تصور می‌کنم این احتمال به‌اندازه‌ای بالا است که درباره‌اش تحقیق کنیم. به همین سادگی.

شان ایلینگ:  چرا بیگانگان وجود خود را مخفی می‌کنند؟ من می‌دانم که دراین‌باره نظریاتی داری.

الکساندر ونت: احتمال دارد آن‌ها در تمام این مدت همین‌جا بوده باشند و این همان چیزی است که به‌تازگی درباره‌اش فکر می‌کنم. این مسئله قدری نگران‌کننده است؛ زیرا حضور بیگانگان بدین معنی است که زمین سیاره آ‌ن‌ها است و نه ما. آن‌ها می‌توانند صرفا گردشگرانی بین‌کهکشانی باشند. شاید به‌دنبال مواد معدنی خاصی می‌گردند. حضور آن‌ها ممکن است صرفا کنجکاوی علمی باشد. امکان دارد درحال استخراج DNA ما باشند. منظورم این است، چه کسی می‌داند؟ من هیچ ایده‌ای ندارم. تمام آنچه می‌دانم این است که اگر آن‌ها اینجا باشند، ظاهرا موجوداتی صلح‌جو هستند.

شان ایلینگ: تو دراین‌باره بسیار فکر کرده‌ای الکس و حتما باید یکی از این سناریوها را محتمل‌تر بدانی.

الکساندر ونت: من تصور می‌کنم اگر آن‌ها اینجا باشند،  حضورشان احتمالا به‌مدت‌ها پیش بازمی‌گردد. من این‌طور حدس می‌زنم. چوب‌تراشی‌هایی قرون وسطایی وجود دارد که ظاهرا یوفوها را نشان می‌دهد. داستان‌های یوفو در کتاب مقدس وجود دارد؛ ظاهرا یا دست‌کم داستان‌هایی که بدین‌گونه تفسیر شده‌اند. درنتیجه تصور می‌کنم اگر آن‌ها اینجا باشند، احتمالا از مدت‌ها پیش اینجا بوده‌اند.

شان ایلینگ: دلیل اینکه ما درحال انجام این گفت‌وگو هستیم، این است که تو از «تابو» برضد مطالعه‌ی یوفوها آشکارا صحبت کرده‌ای. ادعای تو دراین‌باره چیست؟

الکساندر ونت: بسیار ساده است. اتفاقاتی عجیب درحال رخ‌دادن در آسمان هستند که توضیح واضحی ندارند. یوفوها همانند هر پدیده‌ی ناشناخته‌ی دیگری هستند. انسان موجودی کنجکاو است و به‌طور طبیعی دانشمندان هرآنچه را که شگفت‌انگیز یا اسرارآمیز ببینیم، به‌سرعت مطالعه می‌کنند؛ اما در مورد یوفوها، دانشمندان به‌هیچ وجه نزدیکش نمی‌شوند و این تابو است.

درنتیجه هرچند نیروی دریایی می‌گوید «ما از یوفوها فیلم‌برداری کردیم، آن‌ها اینجا هستند»، دانشمندان همچنان آن‌ها را مطالعه نمی‌کنند. ازاین‌رو به‌نظر می‌آید یک عامل، مانع درگیرشدن جامعه‌ی علمی با این پدیده می‌شود؛ درحالی‌که هرچیز دیگری حتی با جذابیت کمتر از این، بودجه‌ی تحقیقاتی نامحدود دریافت می‌کند.

شان ایلینگ: آیا این نوعی توطئه‌ی سکوت است؟ اصلا چگونه تابویی نظیر این ازابتدا غالب شد؟

الکساندر ونت: ما در مقاله‌ی آکادمیک سال ۲۰۰۸ استدلال کردیم که دولت مدرن انسان‌محور است. درواقع، بدین معنا که انسان‌ها عالی‌ترین مقام را دارند؛ [درحالی‌که] در زمان‌های قدیم، این خدایان یا طبیعت بودند که تصور می‌شد بر همه چیز حکمروایی می‌کنند. اکنون جایگاه حکمروایی متعلق به انسان است و این اصل در دولت نهفته است. اگر آن را زیر سؤال ببرید و اگر شک کنید که دولت تنها حکمران احتمالی در اینجا نیست، کل مشروعیت دولت زیر سؤال می‌رود. درنتیجه، کل جهان‌بینی دولت مدرن دربرابر سؤال یوفوها بسیار آسیب‌پذیر است. شما حتی نمی‌توانید این سؤال را بپرسید؛ زیرا این کار احتمال وجود فرازمینی‌ها را در اینجا بالا می‌برد و این همه‌چیز را به‌کلی دگرگون می‌کند.

الکساندر ونت

شان ایلینگ: آنچه گفتی، استدلالی برای بی‌علاقگی دولت‌ها به سؤال یوفوها است؛ اما توضیح نمی‌دهد که چرا بازیگران غیردولتی یا بخش خصوصی مشتاق مطالعه‌ی یوفوها نیستند.

الکساندر ونت: به نکته‌ی بسیار خوبی اشاره کردی. ما در مقاله‌مان فقط به دولت‌ها پرداخته‌ایم. آنچه به‌تازگی جلب‌توجه می‌کند، این است که درپرداختن به یوفوها، دولت‌ها ظاهرا مشتاق‌تر از دانشمندان هستند. تصور می‌کنم در جامعه‌ی علمی خودبرتربینی وجود دارد؛ باور به اینکه انسان‌ها هوشمندترین گونه‌ی روی زمین هستند و [درنتیجه] کنارآمدن با این ایده بسیار سخت است که بیگانگان درصورت حضور در اینجا به‌وضوح بسیار باهوش‌تر از ما هستند.

کنارآمدن با این ایده بسیار سخت است که بیگانگان درصورت حضور در اینجا به‌وضوح بسیار باهوش‌تر از ما هستند

من در واکنش به سخنرانی تدایکس خود، ایمیل‌های فراوانی از دانشمندان مستقل دریافت کرده‌ام و تمام آن‌ها حرفی مشابه زده‌اند: «متشکریم، کاش می‌توانستیم این موضوع را مطالعه کنیم؛ اما نمی‌توانیم، زیرا زندگی‌هایمان به دریافت کمک‌های مالی از دولت و دیگر مؤسسه‌های تحقیقاتی وابسته است و اگر کسی نگران شود که ما به یوفوها علاقه‌مند هستیم، یک سنت هم به ما نخواهد داد و آینده‌ی شغلی‌مان ازدست خواهد رفت.» اما من همچنان فکر می‌کنم اغلب دانشمندان معتقد هستند که این قضیه درهرصورت به‌کلی مزخرف و صراحتا ناامیدکننده است.

شان ایلینگ: من فکر می‌کنم دراین‌باره توضیحات دیگری نیز وجود دارد؛ اما پیش از رسیدن به آن، اول بیا درباره‌ی ویدئوهای نیروی دریایی صحبت کنیم. وقتی آن‌ها را تماشا می‌کنی، فکر می‌کنی درحال دیدن چه چیز هستی؟

الکساندر ونت: اولین چیزی که می‌گویم این است که فکر من اهمیت ندارد؛ زیرا من دانشمند نیستم. من نمی‌دانم در آن ویدئوها چه چیزی است؛ اما نظرم این است: من به خلبان‌ها گوش دادم، به صدایشان و به آن‌ها بیش از خودم اعتماد دارم. آن‌ها به‌وضوح چیزی خارق‌العاده را می‌بینند. اکنون، کسی نمی‌داند آن چیز، موجود بیگانه است یا نه. این توضیحی پذیرفتنی است. منظورم این است که ما باید درباره‌ی ویدئوها بی‌طرف باشیم و صرفا آن را ازنظر علمی مطالعه کنیم. بیایید کار علمی انجام دهیم و آنگاه می‌توانیم درباره‌ی آنچه یافتیم، صحبت کنیم. تا وقتی این کار را انجام نداده‌ایم، کل این حرف‌ها پرت‌وپلا است.

شان ایلینگ: امکان دارد واقعا هیچ تابویی وجود نداشته باشد و بیش از هرچیز فقدان مطالعه‌ی دقیق یا کمبود شواهد، مقصر محدودیت‌های این رشته باشد؟

الکساندر ونت: خب درست است که شواهد بسیار مبهمی دردست داریم که اغلبشان غیرموثق و بی‌پایه هستند. این علمی نیست. گزارش‌های فراوانی مبتنی بر شاهدان عینی داریم؛ [اما] از طرف دیگر، همین شواهد برای دهه‌های بسیار درحال تداوم بوده است. همواره آن‌ها را به شیوه‌های فراوان در سرتاسر جهان دیده‌ایم. شمار بسیار زیادی از موارد و شواهد فیزیکی در قالب ویدئوها یا گزارش‌های راداری وجود دارد و وقتی این شواهد از سمت نیروی دریایی منتشر می‌شود، با اطمینان می‌توان گفت که واقعی و مستند است.

شان ایلینگ: اما علم یوفوها اصلا چگونه خواهد بود؟ چگونه چیزی را از نظر تجربی مطالعه کنیم که شواهد تجربی بسیار اندکی از آن موجود است؟

الکساندر ونت: همان‌طور که الیزابت وارن (سیاستمدار آمریکایی) می‌گوید، من نقشه‌ای برای آن دارم.

شان ایلینگ: بسیار عالی، بیا آن را بشنویم.

الکساندر ونت: تقریبا پنج سال پیش، من و برخی از همکارانم نهادی غیرانتفاعی به‌نام UFODATA را تأسیس و اهدافی که برای آن تعیین کردیم، ایجاد شبکه‌ای از ایستگاه‌های نظارتی زمینی بود که که در ۲۴ ساعت شبانه‌روز و هفت روز هفته با دوربین و دیگر فناوری‌های مختلف بر آسمان نظارت کند و به‌دنبال یوفوها بگردد. سروکله‌ی هرچیز که پیدا شود، دوربین‌ها تا وقتی جسم ناشناس درحال عبور است، شروع به تصویربرداری، ردیابی یا فیلم‌برداری می‌کنند. امروزه فناوری بسیار پیشرفته و بسیار ارزان است.

شان ایلینگ: من چندان نیاز به این شبکه را درک نمی‌کنم. در هر لحظه هزاران سامانه‌ی ماهواره‌ای و راداری درسرتاسر جهان درحال فعالیت، نظارت، ضبط و ردیابی هستند. سؤال واضح این است: چرا آن‌ها را بیشتر رویت نمی‌کنیم؟ چرا شواهد بیشتری دردست نیست؟ چرا میزان شواهد متقاعدکننده بسیار اندک است؟

الکساندر ونت: فکر می‌کنم بخشی از مشکل این است که بسیاری از شاخص‌های این فناوری‌هایی که برای جستجوی سیارک‌ها و شهاب‌واره‌ها و تمام دیگر اجرام به‌کار می‌گیریم، به‌گونه‌ای هستند که ممکن است یوفوها درمحدوده‌ی آن‌ها نباشند و از این‌رو به‌عنوان نویز یا جسمی بی‌ارزش نادیده گرفته می‌شوند درنتیجه این یک توضیح برای کمتر دیدن احتمالی آن‌ها است.

ثانیا، هیچ‌کس واقعا به‌خود زحمت جستجوی یوفوها را نداده است. ما درحال جستجوی فرازمینی‌ها در اطراف ستارگان دوردست هستیم، دنباله‌دارها را جست‌وجو می‌کنیم و در اتمسفر به‌دنبال تمام دیگر انواع اجسام می‌گردیم. تا آنجا که می‌دانم، هیچ‌کس به‌طور جدی دنبال یوفوها نیست؛ اما به‌نظر من، اینکه چرا آن‌ها را بیشتر نمی‌بینیم، واقعا اهمیتی ندارد. مهم، آن سه ویدئو منتشرشده به‌دست نیروی دریایی است. من همه را به تماشای ویدئوها و کنارگذاشتن این تفکر دعوت می‌کنم که آنجا هیچ‌چیز ارزش بررسی ندارد. آن خلبان‌ها هزاران ساعت را در آسمان گذرانده‌اند. آن‌ها که پیچیده‌ترین وسیله‌ها را در کل جهان به‌پرواز می‌آورند، چیزی را می‌بیند که پیش‌تر هرگز ندیده‌اند و به‌کلی مبهوت آن می‌شوند.

دوباره می‌گویم، این ویدئوها را نیروی دریایی منتشر کرده است. من ترجیح داده‌ام آنچه را می‌بینم، باور کنم. نکته‌ی جالب‌توجه اینکه آن اجسام همانند پدیده‌های طبیعی رفتار نمی‌کنند. یکی از آن‌ها هنگام پرواز برخلاف باد، می‌چرخد که طبیعی نیست و خلبان‌ها به‌وضوح گمان می‌کنند آن اجسام هوشمندانه تحت کنترل هستند.

شان ایلینگ: آیا اصلا برخی از توجیهات غیرفرازمینی تو را متقاعد کرده است؟ به‌عنوان مثال، اینکه برخی از یوفوها درواقع بالون‌های هواشناسی یا پهپاد یا سایه‌ی هواگردی در بالا هستند و آنچه به‌نظر می‌آید مانورهایی پیشرفته باشد، درواقع صرفا حاصل تابش فروسرخ یا زوایای دوربین یا خطای دید است.

الکساندر ونت: تصور می‌کنم اغلب گزارش‌های یوفو احتمالا توجیهاتی مرسوم نظیر این دارند و اینکه صرفا تشخیص اشتباه ناظران زمینی هستند. این احتمالا درباره‌ی اغلب موارد صدق می‌کند. درنتیجه، فقط بخشی بسیار کوچکی از گزارش‌ها این نوع توجیهات واضح را ندارند و در همین‌جا ما شواهد فیزیکی بهتر یا منابع معتبر نظیر ارتش را دراختیار داریم. همچنین دورانداختن احتمالات مشکوک واقعا بسیار آسان است؛ اما من به آن ویدئوها نگاه می‌کنم و به‌نظرم جعلی نمی‌آیند.

شان ایلینگ: نه آن‌ها جعلی نیستند.

الکساندر ونت: خلبان‌ها نیز به‌وضوح همین‌گونه فکر می‌کنند.

شان ایلینگ: راستش را به من بگو. تو فکر می‌کنی آن‌ها بیگانگان هستند، مگر نه؟

الکساندر ونت: من همین‌طور فکر می‌کنم. اگر قرار بود شرط ببندم، حدس می‌زنم ۵۱  به ۴۹ به نفع فرازمینی‌ها شرط خواهم بست؛ اما اگر خلاف آن ثابت شود، اصلا غافلگیر نخواهم شد. دوباره می‌گویم، ما هنوز کار علمی انجام نداده‌ایم.

شان ایلینگ: این عدد بزرگی است الکس.

الکساندر ونت: همین‌طور است.

شان ایلینگ: بااین‌حال بیان اینکه توضیح پدیده‌ای سخت است، به‌معنای توجیه‌ناپذیربودن آن نیست. قطعا احتمال دارد که که شرحی ساده برای این برخوردها وجود داشته باشد و ما صرفا هنوز از آن بی‌اطلاع هستیم. توجیه تیغ اوکام* این مشاهدات یوفو چیست؟

  • طبق اصل تیغ اوکام، اگر دو نظریه مشابه دارید که به نتیجه‌ای یکسان می‌رسند، آن که ساده‌تر است، ارزش بیش‌تری دارد. 

الکساندر ونت: از نظر من، فرازمینی‌ها توجیه تیغ اوکام است.

شان ایلینگ: واقعا؟

شناخته‌شدن بیگانگان از این جهت که ممکن است اقتدار دولت را دچار فروپاشی کند، می‌تواند رویدادی بسیار خطرناک باشد

الکساندر ونت: توجیه فرازمینی‌ها دقیقا تمام موارد را توضیح می‌دهد و با درنظرگرفتن آن به مجموعه‌ای از نظریه‌ها یا فرضیه‌های مختلف برای تمام پدیده‌های متفاوت نیاز نخواهید داشت، مگر نه؟ زیرا پدیده‌ها متفاوت هستند؛ اما من هیچ‌گونه توجیه رقیبی نمی‌بینم که برخی از اجسام فیلم‌برداری‌شده یا دیده‌شده توسط خلبان‌ها را توضیح دهد. دوباره می‌گویم، چرا ارتش این توضیحات جایگزین را مطرح نکرد؟ آن‌ها حتما درباره‌ی فیلم‌ها فکر کرده و بدین نتیجه رسیده‌اند که با داده‌ها جور درنمی‌آیند.

شان ایلینگ: تصور نمی‌کنم این صحیح باشد. شاید آن‌ها نظریه‌ی قدرتمندی دارند اما صرفا نمی‌توانند اثباتش کنند؛ درنتیجه عنوان رسمی، [اجسام پرنده‌ی] ناشناس باقی می‌ماند. ما قطعا می‌توانیم بگوییم شانس اینکه بیگانگان درکار باشند، صفر نیست؛ اما فراتر از آن ایده‌ای نداریم.

الکساندر ونت: این نظر به موضع من بسیار نزدیک است.

شان ایلینگ: اما بالون هواشناسی یا عملکرد نادرست سامانه‌های رادار یا صرفا تشخیص اشتباه ناظران، توضیحات بسیار ساده‌تری به‌نظر می‌آیند.

الکساندر ونت: اما درآن‌صورت باید توضیح دهید چرا ابزارهای متعدد همگی به یک شکل و در یک زمان بد عمل کردند. شما چندین هواپیمای جت آن بالا دارید؛  روی زمین در کشتی‌هایی رادار دارید که در همان زمان درحال ردیابی هستند. با افراد روی کشتی و داخل هواپیما درارتباط هستید؛ درنتیجه هرگونه توضیحی که افراد بیان می‌کنند، باید با داده‌ها تطابق دهند.

به‌نظر نمی‌آید آن افراد درحال دیدن بالون هواشناسی باشند. من گمان می‌کنم خلبان‌های جنگنده‌های حرفه‌ای مهارت بسیار خوبی در شناسایی و تشخیص بالون‌های هواشناسی داشته باشند و مواجهه با این جسم نیز قطعا اتفاقی شایع است. در اینجا مشکوک‌بودن راحت است. می‌فهمم. تمام آنچه می‌گویم این است که شواهد کافی برای توجیه علمی وجود دارد. معما این است که ما کار علمی انجام نمی‌دهیم. ازنظر من، این پدیده‌ای به‌شدت درخورتوجه است.

شان ایلینگ: چرا دانشمندان باید به یوفوها اهمیت بدهند؟ چرا فلاسفه باید اهمیت بدهند؟ چرا اصلا کسی باید اهمیت بدهد؟

الکساندر ونت: بدین دلیل که اگر فرازمینی‌ها شناسایی شوند، این اتفاق مهم‌ترین رویداد در تاریخ بشر خواهد بود.

شان ایلینگ: چرا؟

الکساندر ونت: شناخته‌شدن بیگانگان از این جهت که ممکن است اقتدار دولت را دچار فروپاشی کند، می‌تواند رویدادی بسیار خطرناک باشد. ممکن است شاهد هرج‌و‌مرج باشیم. احتمال تماس با تمدنی که دانش بسیار بیشتری از ما دارد، هیجان‌انگیز، وحشتناک و پیش‌بینی‌ناپذیر است.

شان ایلینگ: منظورم این است اینجا نباید سر‌هایمان را پایین بیندازیم و در این مسئله دخالت نکنیم؟ استیون هاوکینگ درباره‌ی خطرات اولین تماس با گونه‌ای بیگانه هشدار داده بود. به‌گفته‌ی او «اگر بیگانگان ما را ملاقات کنند، پیامد آن به‌شدت همانند رسیدن کریستف کلمب به آمریکا خواهد بود که برای بومیان آمریکایی خوب از آب درنیامد.» آیا او اشتباه می‌کرد؟

الکساندر ونت: احساس من این است که اگر آن‌ها اینجا باشند، تقریبا به‌طور قطع صلح‌جو خواهند بود؛ زیر اگر این‌گونه نبودند، مدت‌ها پیش ما را نابود کرده بودند. آن‌ها احتمالا می‌توانند این کار را بسیار سریع انجام دهند؛ درنتیجه فرض من این است که آن‌ها قصد هیچ‌گونه آسیب‌زدن به ما را ندارند. اما همچنان احتمال دارد که جامعه درنتیجه‌ی برخورد با فرازمینی‌ها دچار فروپاشی یا بی‌ثباتی شود.

شان ایلینگ: این فرض بزرگی است. اگر آن‌ها اینجا باشند، ممکن است صلح‌جو باشند، قطعا. اما درعین‌حال امکان دارد در عملیات گشت‌زنی باشند. ممکن است درحال جستجوی حفره‌های دفاعی و ضعف در جوامع و بدن‌های فیزیکی‌مان باشند. منظور این است که ما ابدا هیچ اطلاعی نداریم. بنابراین شاید در این صورت بهتر است از راهنمایی هاوکینگ پیروی کنیم، مگر نه؟ شاید بهتر است دنبال پیداکردن حیات برتر نرویم.

الکساندر ونت: من دراین‌باره فکر کرده‌ام و بیش ازآنکه از پیداکردن حیات فرازمینی و مغلوب‌شدن به‌دست آن‌ها هراس داشته باشم، درباره‌ی پی‌بردن احتمالی به حضور این موجودات در اینجا و سپس فروپاشی جامعه‌مان نگران هستم. درنتیجه من بیشتر از بیگانگان، نگران هم‌نوعان خودم هستم. بنابراین با این احساس حدس می‌زنم که با وعده‌ی هاوکینگ مبنی بر کشته‌شدنمان به دست آن‌ها موافق نیستم. اما قطعا احتمال دارد آن‌ها در مأموریتی تجسسی باشند. بااین‌حال، مردم از دست‌کم ۸۰ سال پیش درحال گزارش یوفوها هستند و این یک مأموریت تجسسی واقعا طولانی است. همچنین، چرا آن‌ها باید بخواهند ما را شکست دهند؟ همانند این است که ما بخواهیم بر مورچه‌ها پیروز شویم.

شان ایلینگ: اگر برخی از این یوفوها، محصول حیاتی بیگانه باشد، چرا آن‌ها حضورشان را آشکارتر نکرده‌اند؟ اگر می‌خواهند ناشناخته باقی بمانند، می‌توانند و بااین‌حال همچنان به آشکارسازی نصف‌ونیمه‌ی خود ادامه می‌دهند. چرا؟

الکساندر ونت: این سؤال بسیار خوبی است. چون حق با تو است. من فکر می‌کنم اگر آن‌ها می‌خواستند به‌طور کامل پنهان‌کار باشند، می‌توانستند. اگر می‌خواستند آشکارا ظاهر شوند، می‌توانستند این کار را نیز انجام دهند. حدس من این است که آن‌ها درگذشته تجربیات فراوانی در پنهان‌شدن از تمدن‌های هم‌سطح ما داشته‌اند و احتمالا می‌دانند که اگر در محوطه‌ی کاخ سفید فرود بیایند، هرج‌ومرج و فروپاشی اجتماعی رخ خواهد داد. مردم شروع به تیراندازی به آن‌ها خواهند کرد.

درنتیجه فکر می‌کنم آنچه آ‌نها انجام می‌دهند، تلاش برای عادت‌دادن ما به حضور خودشان با این امید است که خودمان به وجود آن‌ها پی خواهیم برد، از تابو فراتر خواهیم رفت و کار علمی انجام خواهیم داد و آن‌وقت شاید بتوانیم این دانش را فرابگیریم که تنها نیستیم و جامعه‌مان درنهایت هنگام برقراری تماس دچار فروپاشی نخواهد شد. این نظریه‌ی من است، اما چه کسی می‌داند، مگر نه؟

شان ایلینگ: این نظریه‌ی جالبی است و به‌اندازه دیگر نظریات محتمل؛ اما نظریه‌ی هاوکینگ همانند سایر نظریه‌ها پذیرفتنی است.

الکساندر ونت: درست است. اما مردم گمان می‌کنند هر تمدنی که می‌تواند بین ستارگان سفر کند، باید خشونت‌گریز شود؛ زیرا اگر در بین خودشان خشن باشند و به‌نقطه‌ای برسند که فناوری‌شان چنان پیشرفته است، به‌اندازه‌ی کافی دوام نخواهند آورد. ما انسان‌ها نیز ‌به‌آن اندازه که پیش‌تر عادت داشتیم، خشن به‌نظر نمی‌آییم. درنتیجه نطر من این است.

شان ایلینگ: من می‌گویم نهادهای ما و انگیزه‌های هدایتگر رفتار ما تکامل یافته‌اند؛ اما فکر نمی‌کنم خودمان تکامل یافته باشیم. من فکر می‌کنم انسان‌ها تا آنجایی که شرایط به آن‌ها اجازه می‌دهد، بدون خشونت هستند.

الکساندر ونت: منصفانه است.

آنچه بیگانگان انجام می‌دهند، تلاش برای عادت‌دادن ما به حضور خودشان با این امید است که خودمان به وجود آن‌ها پی خواهیم برد

شان ایلینگ: اگر احتمال واقعی‌بودن بیگانگان و آگاهی آن‌ها از وجود ما صفر نباشد، دیوانگی است که دولت‌ها بیشتر درباره‌ی خطرات این امر نگران نیستند. ما همگی فیلم‌های مشابه را دیده‌ایم. بی‌تفاوتی ظاهری را در اینجا چگونه توضیح می‌دهی؟

الکساندر ونت: برای دولت‌ها، صحبت دراین‌باره هیچ جنبه‌ی مثبتی ندارد. آن‌ها نمی‌توانند حضور بیگانگان را کنترل کنند. اگر فرازمینی‌ها وجود داشته باشند، دولت‌ها قدرت انجام هیچ‌کاری را دراین‌باره ندارند. آن‌ها درمواجهه با بیگانگان درمانده هستند و خطر هرج‌ومرج اجتماعی، ازدست‌دادن قدرت و کنترل و چیزهای مشابه را به‌عنوان جنبه‌ی منفی پیش‌رو دارند. بنابراین فکر می‌کنم دولت‌ها دلایل فراوانی دارند که مسئله را مسکوت بگذارند و دنبال شر نگردند.

شان ایلینگ: شاید برخی دولت‌ها هم‌اکنون از وجود فرازمینی‌ها اطلاع دارند و به همان دلایلی که اشاره کردی، آن را مخفی می‌کنند.

الکساندر ونت: من قویا به هرگونه استدلال توطئه بی‌اعتقاد هستم. فکر نمی‌کنم هرگز توطئه‌ای صورت گرفته باشد تا روی این حقیقت سرپوش گذاشته شود که از حضور بیگانگان در اینجا مطلع هستیم. حداکثر، ما این حقیقت را سرپوش گذاشته‌ایم که از وضعیت هیچ اطلاعی نداریم.

شان ایلینگ: چه استدلال یا مدرکی بیش از همه تو را دچار تردید می‌کند؟ چه چیز باعث می‌شود فکر کنی هیچ‌چیز اینجا وجود ندارد؟

الکساندر ونت: این سؤال خوبی است. اینکه جواب خوبی ندارم، به‌نوعی جانبداری من را نشان می‌دهد. حدس می‌زنم مایلم ویدئوهای منتشرشده‌ی بیشتری از این دست از نیروی دریایی ببینم. ظاهرا آن‌ها ویدئوهایی دارند که منتشر نکرده‌اند. بنابراین حدس می‌زنم مایلم شواهد فیزیکی بیشتری ببینم. گمان می‌کنم جواب من این است: آنچه من را بیش از همه دچار تردید می‌کند، دراختیارداشتن شواهد بسیار اندک است.

شان ایلینگ: یک دقیقه پیش گفتی ممکن است در وضعیت پیش از تماسی باشیم که فرازمینی‌ها به‌تدریج ما را به حضورشان عادت می‌دهند. اگر این درست باشد، به‌منظور آمادگی برای هرگونه پیشامد، چه باید کنیم؟

الکساندر ونت: درواقع این همان موضوعی است که مایلم در مقاله‌ی بعدی‌ام درباره‌اش بنویسم. درحال حاضر نمی‌دانم جواب این سؤال چیست. من فقط مقالاتی را می‌نویسم که جوابشان را ازقبل نمی‌دانم. اما حدس می‌زنم این را خواهم گفت: موکتزوما (فرمانروای امپراطوری آزتک) فقط درصورتی می‌توانست بسیار بهتر برای کورتس (فرمانده‌ی اسپانیایی) آماده شود که می‌دانست او از راه خواهد رسید.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.