سپیده فرامرزی؛هنوز خبر خشک شدن هورالعظیم و سوگ برای مردمان بی آب خوزستان هضم نشده بود که خبری آمد، از شمال ایران…اینجا، بندرانزلی…سرزمین خوش آب و هوا…تالاب انزلی
تالابی که هزاران نفر در سراسر ایران آن را به رنگ های صورتی نیلوفرهایش می شناسند و به عظمت و زیبایی اش…
این روزها تالاب حال خوبی ندارد، هیچ نفسی برای آن نمانده. از سویی درگیر خشکسالی است که ظاهر آن با سایر خشکسالی ها کمی متفاوت است.
وقتی به آن می نگری، علفزاری سرسبز را می بینی، نه تکه های کویری و خشک را…از این رو بر آن شدم که نام این اثرم را بگذارم، کویر سبز…تا همیشه یادم بماند چه بود و چه شد.
این کویر سبز، خبر از فاجعه ای بزرگ دارد. تالابی که روزی زیستگاه گیاهان، آبزیان و پرندگان بومی و مهاجر زیادی بوده…تالابی که قایق ها دل به آن داده اند و تماشاگران و برو بیای زیادی داشته…تالابی که ثبت بین المللی بود…
حالا حتی نیم نگاهی به آن نمی شود و نه هیچ فریادرسی به داد ناله هایش می رسد.
از طرفی طعمه سودجویانی شد که سوءقصد به جان تالاب بی جان کردند و رنگ صورتی نیلوفرهای تالاب، جای خود را به رنگ آتشین زبانه های آتش طمع داد.
طی چند ماه اخیر، شب و روز دست به رنگ و قلم با این اثر نقاشی ام زندگی کردم…به امید به گوش رساندن ناله های تالاب، نیلوفرهایش و موجوداتش…شاید به هوش بیایند آنها که خوابند.
و دردی که آخر به جانمان نشاند، هیچ گاه فکر نمی کردم رنگ پایانی قلمم به رنگ آتش ختم شود.
“سپیده فرامرزی “