جارستان به نقل از رکنا؛ چند وقتی است که موضوع عقیم سازی زنان معتاد و متجاهر در جامعه به بهانه ممانعت از آلودگی بیشتر جامعه مطرح شده است. این در حالی است که برخی از تحلیل گران و فعالان در حوزه زنان و مسائل اجتماعی این اقدام را کاری ناپسند و اقدامی در درجات بعدی اصلاح جامعه می دانند.

لیلا ارشد، فعال اجتماعی و مدیر خانه خورشید در خصوص مطرح شدن موضوع عقیم سازی زنان معتاد به خبرنگار اجتماعی رکنا اظهار داشت: نمی توان پدیده های اجتماعی را به صورت لحظه ای بررسی کرد، اینکه هر لحظه تصمیمی به ذهنمان رسید به آن اقدام کنیم، کاری ناپسند است. باید قبل از اینکه شرایطی سخت برای گروهی از زنان به وجود آید، برنامه و اقداماتی را تدوین کنیم، مثلاً اقداماتی همچون آموزش مهارت های ده گانه زندگی و مهارت های اجتماعی که سازمان جهانی بهداشت به همه کشورها از جمله کشورما پیشنهاد می کند را می توانیم عملی کنیم. متاسفانه ما عادت کرده ایم که از پیشگیری های سطح ۳ استفاده کنیم، حال آن که به دلیل پرهزینه و دشوار بودن پیشگیری های سطح ۳ معمولاً راحت ترین راه ها را پیشنهاد می کنیم. اگر نتوانیم پیشگیری سطح ۱ را اجرا کنیم تا افراد در قرن ۲۱ با پیچیدگی های مسائل امروزی، نتوانند خودشان راهکار مناسب پیدا کنند، به نظر می رسد در شرایط دشوار، با پیشگیری سطح ۳ فقط صورت مسئله را تا حدی پاک می کنیم. سوال اینجاست که چقدر در به وجود آمدن شرایط فعلی حق انتخب و تصمیم گیری داشته اند؟ این زنان نقشی شفاف و روشنی برای تصمیم گیری ندارند که این موضوع به انتخاب خودشان نیست و شرایط اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی نامناسب آن ها را به اینجا رسانده است. آیا ما حق داریم این افراد را به این سمت و سو ببریم و تنها حق جسمی شان را هم از آن ها بگیریم؟

زنان معتاد و کارتن خواب در بوجود آمدن این وضع نقشی نداشته اند
لیلا ارشد با تاکید بر تجارب ۱۶ ساله اش در ارتباط با گروه زنان معتاد، کارتن خواب و آسیب دیده ها و… ادامه داد: این زنان در رسیدن به این جایگاه نامناسب، خودشان نقشی نداشته اند. شرایط اجتماعی به گونه ای است که آموزش مهارت های اجتماعی در زمان های مختلف و به اندازه کافی وجود ندارد، ما هنوز به والدین، فرزندان و جوانان مان مهارت های والد بودن را که جزو پیشگیری های سطح ۱ است، آموزش نداده ایم، در شرایطی که بنا به نظر کارشناسان طلاق در جامعه رو به افزایش است، ما نیازمند آموزش مهارت های همسری هستیم، مهارت های همسری یعنی هر فرد یاد بگیرد که چگونه می تواند همسری مناسب باید باشد. آیا ما ابرازی در کوله پشتی فرزندان مان می گذاریم که در شرایط دشوار از آن کمک بگیرند؟ آیا مهارت شناخت خود، محدودیت ها و توانایی ها را به فرزندان مان می آموزیم؟ وقتی مهارت ده گانه زندگی و مهارت هایی که ذکر شد را به فرزندان مان نمی آموزیم، ممکن است آن ها در شرایطی که با اتفاقی نا خوشایند روبرو می شوند، مجبور شوند دست به اقدامی بزنند که تا مدت ها باعث پشیمانی آن ها شود، به عنوان مثال اگر زمانی شرایط خانه و خانواده برای نوجوان و جوان سخت شود، ممکن است خانه را بدون سنجش وضعیت بیرون از خانه، ترک کند.

با عقیم کردن زنان تنها ظرفیت و توانایی جسمانی آن ها را خواهیم گرفت
مدیر خانه خورشید با انتقاد دوباره از مطرح شدن بحث عقیم کردن زنان به بهانه های مختلف افزود: واقعیت این است که با این اقدام تنها ظرفیت و توانایی جسمی یک زن بی خانمان و ناتوان را خواهیم گرفت، این زن به عنوان یک انسان، اوضاع اقتصادی، اجتماعی، روانی و عاطفی خوبی ندارد، حال با گرفتن این توانایی و ظرفیت از وی عملاً همه توانایی های او را از وی سلب کرده ایم. به جای این اقدامات می توانیم به آن ها آموزش دهیم که باردار نشوند و از خود مراقبت کنند، چرا که طبعات بارداری و فرزند آوری هم برای مادر و هم برای کودک در این شرایط سخت است. بنابراین ما این افراد را به بارداری و فرزندآوری تشویق نمی کنیم ولی می شود با روش های آموزشی مناسب به این افراد، نشان دادن توانایی ها و ظرفیت هایشان به خودشان و افزایش اعتماد به نفس با ایجاد خودباوری که به عنوان یک شهروند می توانند زندگی با سالم داشته باشند، در اکثر مواقع یاد می گیرند که چگونه از خود مراقبت کنند، بنابراین نباید فکر کرد که تنها با روش های سخت مانند عقیم کردن می توان مشکل را حل کرد، به نظر می رسد بچه دار نشدن و عمل هایی مثل عمل وازکتومی حق هر فردی است، ضمناً باید توجه داشت که هر زن و شوهری باید در شرایطی با ثبات در مورد بچه دار شدن یا نشدن تصمیم بگیرند، نه اینکه زنی که به او بی توجهی شده، حقوق شهروندی اش نادیده گرفته شده و دچار آسیب های متفاوت شده است را با این اقدام، تنها حقی که اکنون دارد را نیز از وی سلب کنیم.

نگه داشتن و فروش بچه های زنان بی بضاعت موجب آسیب هایی خواهد شد
لیلا ارشد در رابطه با آسیب های فرزندآوری زنان معتاد و متجاهر در جامعه افزود: موضوع فرزندآوری زنان معتاد و بی خانمان غیرقابل دفاع است، زیرا اگر این افراد بچه را در کنار خود نگه دارند، کودک آسیب زیادی می بیند و به دلیل نداشتن سرپناه، اعتیاد پدر و مادر و آسیب های دیگر مورد آزار قرار می گیرد و در کمین یکسری تهدیدات مثل آزار جسمی، عاطفی، روانی و جنسی قرار می گیرند، همچنین اگر کودک را بفروشند و ببرند نیز برای این کودک آسیب های دیگری رخ می دهد و معمولاً از این بچه ها برای حمل مواد مخدر و اقدامات منفی دیگری سوءاستفاده می شود. یکی از کارهایی که من در سال های اخیر انجام می دادم راضی کردن مادران برای جدا شدن کودک شان از آن ها بود و این همیشه برای من سوال بود که چطور می شود این احساس دوگانه بین علاقه مادر به فرزند و خرد و منطق مادر را حل کرد، اما همواره سعی داشتم تا هر بار از روش های آموزشی کمک بگیرم تا اعتماد آن ها را جلب کنم که بپذیرند فرزندآوری برایشان ممکن است منجر به آسیب های عمده ای شود که در آن ها می تواند در سال های بعد همراه با احساس گناه و عذاب وجدان شود. من شاهد مادری بودم که چون کودک خود را به بهزیستی داده بود دچار عذاب وجدان شدیدی شده بود. در مورد دیگری از یکی از این زنان بی بضاعت شنیدم که می گفت چون من کسی را ندارم و همدم من نیست، فرزندم می تواند برایم همدم باشد، با این حال به این افراد القا می کردیم که همانطور که تو همدم مادرت نبودی، فرزندت نیز نمی تواند همدم تو باشد، بنابراین کودک با نیازهایی روبروست که تو از توان تامین آن نیاز ها ناتوانی و بهتر است اقدام به فرزندآوری نکنی.

لزوم تقویت اعتماد به نفس، کرامت و خودباوری در زنان بی بضاعت و معتاد
این فعال اجتماعی با اشاره به لزوم تقویت عزت نفس و خودباوری در زنان تاکید کرد: اکنون باید کرامت این زنان را در عمل و نه با حرف به آن ها باز گردانیم و به آن ها در یک پروسه مشاوره چند جلسه ای به این نقطه برسانیم که دارای حق انتخاب هستند، بعد از این موارد باید به آن ها توضیح دهیم که اقدام به فرزندآوری در آینده چه آسیب هایی به خود و چه آسیب هایی را به فرزند وی می رساند، البته نباید فراموش کنیم که در بعضی موارد نیز این افراد با خفت گیری و با زور بچه دار می شوند. در نهایت باید گفت که آموزش و روش های تربیتی بهترین راه برای مقابله با شیوع آسیب های اجتماعی در زنان معتاد و بی بضاعت است.

خبرنگار: مهدی برازنده