آیت کاظم زاده هریس:گستردگی و پیچیدگی مسائل و مشکلات شهرها، رشد و توسعه شهرها و لزوم توجه بیش از پیش به موضوعاتی از قبیل حمل و نقل، ایمنی شهر و شهروندان، حفظ و احیای محیط زیست و فضاهای سبز، خدمات شهری، عمران، بهداشت و نظافت شهر و همچنین ایجاد و حفظ تأسیسات و زیرساخت های شهر و نیاز به برنامه ریزی برای رسیدگی شایسته به این أمور مهم ، مدیریت شهرها را به وظیفه ای دشوار و پرچالش تبدیل نموده است.
بطور کلی أهداف مدیریت شهری را به اختصار ١) ارتقای شرایط کار و افزایش کیفیت زندگی و رفاه شهروندان ٢) توسعه همه جانبه و پایدار شهر ٣) حفاظت و صیانت از محیط کالبدی شهر ، می توان برشمرد.
با بررسی مدل اداره شهرها در کشور و نگاهی به نقش شهرداریها و مدیریت آنها در اداره أمور شهر نتایج تلخی به دست می آید. بعنوان مثال شهرداری ها فقط یکی از بیش از بیست سازمان اداره کننده شهرها هستند. شهرداری در محدوده قانونی بخشی از اختیارات لازم را دارد و در محدوده استحفاظى وظایف محدودتر و در خارج از آن حتی اگر حوزه نفوذ شهر هم باشد، فاقد اختیار قانونی است.
همچنین ضعف مزمن منابع مالی بعلت نداشتن درآمدهای پایدار، ضعف نیروی انسانی متخصص و کمبودهای لجستیکی متناسب با حجم وظایف محوله از دیگر چالشهای این نهاد مسئول أمور شهر است.
مدیریت اقتضایی و انعطاف در تدوین ضوابط و اولویت بندی وظایف بر حسب شرایط خاص هر منطقه و ناحیه از شهر و تعیین مکانیزمهای إجرائی آن، از شیوه های مدرن مدیریت شهری است که بکار نبستن آن از جمله موانع مهم در توسعه متوازن شهرهاست. که مدیریت از بالا به پایین و نداشتن چشم انداز توسعه شهر از جمله دلایل اصلی آن است.
از دیگر ویژگی ها و چالشهای نظام کنونی مدیریت شهری در کشور می توان موارد زیر را برشمرد:
١) تکیه بر ساختارها و نهادهای متمرکز و بی توجهی به نهادهای عمومی و مدنی
٢) تاکید بر جنبه های رشد شهری به جای توسعه شهری
٣)عدم مسئولیت پذیری و بی برنامگی و تاکید بر بهینه سازی بخشی به جای نگرش سیستمی
۴)بی ثباتی در مدیریت شهری و تکیه بیش از حد بر دیدگاههای فردی شهردار
۵) بی توجهی به امر آموزش عمومی شهروندان، مدیران و کارکنان نهادهای خدمت رسان شهری
۶) عدم واگذاری بسیاری از وظایف سایر نهادها به شهرداری
٧) مدیریت متمرکز در شهرداری ها و عدم واگذاری بسیاری از وظایف به مناطق و ناحیه ها جهت جلوگیری از تمرکز در مرکز
٨) عدم إیجاد شورای هماهنگی نهادها و نبود ارتباط بینابینی بین نهادها، جهت هماهنگی و تعادل در امر خدمات به شهروندان
٩) همپوشانی وظایف سازمانی بعلت تعدد ادارات مسئول مدیریت شهر که دستورالعملهای مختلف در برخورد با مسائل مشابه دارند
١٠) نداشتن برنامه ریزی فضائی (آمایش سرزمین) و عدم تشکیل پایگاه اطلاعات شهری
تجربه کشورهای توسعه یافته در مدیریت شهرها اتخاذ رویکرد سیستمی و کل نگر نسبت به مؤلفه های توسعه شهر و برقراری انسجام نظام یافته در هر زمینه جغرافیایی و عملکردی است که تحقق چنین شرایطی در قالب یک رویکرد استراتژیک به مدیریت شهری است. بنابراین هماهنگی و روابط بین سازمانها از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است. به گونه ای که تمام سازمانها و ادارات مسئول در اداره أمور شهر باید در قالب یک سیستم هدفمند و هماهنگ عمل کنند و به ایفای نقش بپردازند.
مدیریت یکپارچه شهری برای حل معضلات کنونی مدیریت شهری مطرح شده است و این رویکرد به دنبال به حداقل رساندن ناهماهنگی های موجود در نظام های مدیریت شهری از طریق نزدیکی دیدگاهها، یکپارچه کردن سیستم ها و کارامد کردن فرایندها به دست می آید.
باید به این موضوع مهم توجه داشت که مدیریت یکپارچه شهری به معنای قرار گرفتن شهرداری در راس همه أمور تصمیم گیری و إجرائی شهر از خدمات رسانی تا توسعه نیست. بلکه نوعی از مدیریت یکپارچه و توانمند در همه نهادها و سازمانهایی است که در بهبود مسائل و رفع موانع و مشکلات شهری بصورت موضوعی یا موضعی می توانند نقشی مستقل یا مکمل داشته باشند.
بطور قطع رسیدن به مدیریت یکپارچه شهری بخشی از حرکت به سمت توسعه پایدار است که با تمرکز زدایی از ساختارهای دولتی، بالا بردن توان سازمانی و نهادهای درگیر مدیریت شهری با افزایش سطح مشارکت مردمی حاصل می گردد