اختصاصی جارستان_سمیه رمضانی_سرویس اجتماعی: طی یک اتفاق ناگوار باز هم گیلان در شوک فرو رفت . خبر ناراحت‌کننده ای که پس از چهار روز سکوت رسانه ای ، شب گذشته در فضای مجازی و توسط خبرگزاری‌ها منتشر شد، جنایت هولناک قتل دختر نوجوان ۱۴ ساله ای که توسط پدرش هنگامی که رومینا(مقتول) در خواب بوده با داس به فجیع ترین شکل قابل تصور کشته شد.
دختری که هنوز ۱۴ سال خود را نیز تمام نکرده و بسیاری از واقعیت های زندگی را لمس نکرده و نمی دانست.
در این بین شاید چیزی که بیشتر از همه چیز باعث تأسف و تعجب می شد ادعای ابراز عشق جوانی ۲۹ ساله به دختری ۱۴ ساله است، جوانی که ۱۵ سال از رومینای مظلوم ماجرا بزرگتر است .
این اقدام غیرانسانی از چند منظر قابل بررسی است تا علاوه بر پدر رومینا که در ظاهر قاتل وی بوده است متهمان و قاتلان دیگر این پرونده مشخص شود.
در وهله اول به عنوان متهم ردیف اول باید از بهمن ۲۹ ساله یاد کرد. کسی که مدعی شده، مدت ها بود که او و رومینا به هم علاقه داشتند و با مخالفت خانواده رومینا مواجه شدند. متهم ردیف اول این پرونده (از نظر نویسنده ) که فقط چند سال با پدر مقتول اختلاف سنی دارد قاتل لحظات کودکی و نوجوانی آن دختر بوده است، کسی که در کمال بی رحمی، خودخواهی و هوسرانی خود کودک ۱۴ و یا شاید هم ۱۳ سال را به یکباره از شادی های کودکانه و هیجانات نوجوانانه خود جدا کرده است و او را وارد مسیر عاشقانه ای نموده است که حتی برای جوانانی ده سال بزرگتر از رومینا نیز تحمل این دوره دردناک و سخت می باشد.
فردی که با ۱۵ سال اختلاف سنی نسبت به نوجوانی ادعای عاشقی می‌کند را نمی‌توان از لحاظ روانی فردی عاقل و سالم دانست. به راستی دختری که می‌توانست جای فرزند او باشد را چگونه می خواست عروس خانه خود کند. کودک همسری دردیست که در جامعه ی ما متاسفانه هنوز بنا به سطوح فرهنگی خانواده ها دیده می‌شود. کودکانی که به دلیل کمبود هایی که در خانه و خانواده خود با آن مواجه میشوند ، در فضای حقیقی و مجازی سعی در جبران آن کرده و پناه به مردانی می‌برند که جایگزین محبت شاید نداشته پدرشان برایشان باشد. بنابراین قاتل اولی که رومینا را نابود کرد بهمن ۲۹ ساله بود.
مرد دوم این داستان غم انگیز و باورنکردنی پدری است که پاره تن خود را با داس و در خواب به قتل رسانده است، دختری که شاید اولین کلمه ای که بر زبان آورد کلمه بابا بود توسط همان بابا به بدترین حالت ممکن به قتل رسیده است .
تصور این قتل قلب همه خوانندگان این خبر را به درد آورد، پدری که از ترس آبروی ریخته شده در اذهان مردم و انگ بی غیرتی پاره تن خود را لایق داس می‌دانست.
سوالی که مطرح می‌شود این است که پدر به چه جرمی رومینا را مستحق این جزا می‌دانست؟
ایا رومینا معنی هوسرانی را می‌فهمید؟
رومینا درک درستی از زندگی داشت؟
آیا رومینا کمبودی در خانه خود نداشت؟
چند بار سر رومینا را بر روی شانه های پدرش قرار گرفت و پدر پای درد و دل کودک نشست؟
چند بار دست نوازش مادر بر سر و رومینا کشیده شد؟
رومینا و نیازهای عاطفی اش دیده می‌شدند؟
با رومینا در مورد گرگ های لباس گوسفند بر تن جامعه صحبتی شده بود؟
وجود فرزند دیگر در خانواده سبب نادیده گرفتن این دختر در سن ۷ سالگی نشده بود، که بعد از ۶ سال نتیجه آن احساس کمبود شد؟
سوال من از دو مرد این جنایت در پایان این یادداشت این است:
که بهمن، آیا رومینا می دانست که عشق و عاشقی و ازدواج بازی کودکان نیست؟
و پدر رومینا، آیا رومینا فرق هوسرانی یک مرد ۲۹ ساله را با نوازش عاشقانه پدرش می‌دانست؟
به راستی گناه رومینا چه بود که لایق داس شد؟