کامبیز نویدی- بالاخره کاسه صبر شورای چهارم رشت لبریز شد و چنان که پیش بینی می شد دکتر ثابت قدم گرفتار غضب شورانشینان شد. در این میان حامیان سنتی و مخالفان دیرین باردیگر رودرروی هم قرار گرفته و فضای مجازی مملو از اظهارنظرهای آتشین موافقان و مخالفان شهردار جوان رشت شده و در این میان هیچیک از طرفین نمی خواهند نقاط ضعف یا قوت شهردار را در ترازو قرار دهند و یکسویه به دفاع یا حمله مشغول شده اند. شاید این فضای هیجانی فرصت مناسبی برای تحلیل عملکرد شهردار نباشد، ولی همواره باید به یاد داشت که در فضای هیجانی نمی توان درست تصمیم گرفت و آنچه نیاز امروز مدیریت شهری رشت است، آرامش و تحلیل درست وقایع و حالات روحی و عملکرد دو طرف ماجرا است.

ثابت قدم چگونه شهردار شد؟

کلید شهرداری ثابت قدم از مدتی پیش از استیضاح و عزل ابراهیم خلیلی زده شد. او که ماموریتی نیمه کاره را در سال پایانی فعالیت شورای سوم در رشت بر عهده گرفته بود، در جمع دوستان از برنامه های بلند مدت خود برای مدیریت رشت سخن می گفت و افسوس کار نصفه بر زمین مانده را می خورد. ثابت قدم به صورت غیر مستقیم از برخی از اعضای شورای چهارم در انتخابات حمایت کرده بود و توقع داشت این طیف جوان شورانشین به ایده های مدیریتی او احترام گذاشته و حتی اگر حاضر به همکاری با او نیستند، لااقل ایده هایش را اجرایی کنند. او در رقابت با مسعود کاظمی برای شهردار شدن، از برخی از دوستان خارج از شورایش یاری می خواست و همانان بودند که با لابی های فراوان سرانجام او را در دوازده بهمن ۹۳ به شهرداری رساندند. روزی که او ناامید از برگزیده شدن حتی نامه انصرافش را نیز به یکی از اعضای شورا داده بود تا در بزنگاه در جلسه انتخاب شهردار خوانده شود(جالب است که آن نامه نیز با عبارت “بنام ا… پاسدارخون شهیدان” آغاز می شد). بزنگاهی که از راه نرسید و ۹ نفر از ۱۵ عضو شورا او را برگزیدند تا سکان بزرگترین نهاد مدیریت شهری شمال کشور را در دست گیرد.

ثابت قدم چگونه شهرداری است؟

شهردار جوان رشت اصرار دارد خود را فردی توسعه گرا معرفی کند. این مطلب را به صراحت در گفتگویش با ویژه نامه نوروزی روزنامه گیلان امروز هم بیان کرده و سعی کرده خود را نه یک فرد سیاسی وابسته به جناح ها که یک تکنوکرات توسعه گرا بنامد. گویا او نیز پی برده که مردم این سرزمین حافظه تاریخی ندارند و نقش پررنگ او در ستاد کاندیدای اصولگرایان عملگرا(محمدباقر قالیباف) را فراموش کرده اند. شاید هم تصور کرده نشست و یرخاست یکسال اخیرش با اصلاح طلب معروف گیلان زمین(الیاس حضرتی)باعث پاک شدن سابقه اصولگرایی اش می شود. حتی اگر از این فعالیت ها و دوستی ها درگذریم نباید از دوستی او با سرلیست اصلاح طلبان در انتخابات اخیر مجلس غافل شویم و او را فردی غیرسیاسی بخوانیم. اما مشکل بزرگ را نه این علایق سیاسی که توسعه گرا نبودن او یا تعریف اشتباهش از توسعه باید بدانیم.

بدلایل فراوانی باید گفت دکتر ثابت قدم روی مرز باریک تفاوت “رشد” با “توسعه” راه می رود و تعامل ناپذیری و اقتدارگرایی اش مانعی بزرگ بر سر توسعه گرا بودنش است. او بدلیل خصایل اخلاقی و مدیریتی اش انسانی “ضدتوسعه” و در واقع صرفاً حامی رشد است.
رشدی در سایه ی تک صدایی و اقتدار. رشدی دستوری و از بالا به پایین.

در حوزه عملکردی باید از سه زاویه به یکسال و اندی شهرداری ثابت قدم نگاه کرد: مدیریت سازمانی، مدیریت شهر، رفتار سیاسی شهردار

مدیریت سازمانی: اقتدارگرایی،خود محوری و عدم آشنایی با بحث رفتارسازمانی سه نقطه ضعف بزرگ شهردار در تعامل با سازمان حدود سه هزار نفری شهرداری است. او به بهانه “تمرکز زدایی و منطقه محوری” بیش از دو هزار نیروی سازمانی را عزل و نصب و جابجا کرده و آشفتگی غریبی در شهرداری پدید آورده است. هنگامی که این آشفتگی را در کنار مسایلی همچون دیر و زود شدن گهگاه حقوق کارمندان و کج خلقی های شهردار در جلسات کاری قرار دهیم می توانیم علت عدم محبوبیت او را در شهرداری و بین کارکنانش درک کنیم. به تمام اینها می توان عدم توجه او به تجارب و سابقه کارکنان در عزل و نصب ها را افزود که نوعی دلسردی و بی انگیزگی را در بین کارمندان ایجاد کرده است. برای درک میزان محبوبیت او نباید به استعفای نصفه و نیمه و دستوری و نمایشی مدیران شهرداری(آنهم فقط سی و چند نفر) نگاه کرد. باید دید بدنه شهرداری او را چگونه قضاوت می کند!

مدیریت شهر: ثابت قدم در مدیریت شهر به نیازها توجه ندارد و آنچه را “خود” برای شهر مفید می داند به اجرا در می آورد. به این عدم نیازسنجی واقعی باید عدم اولویت بندی اجرای پروژه ها را نیز افزود تا دانست که چرا شورا از قانون گریزی او می نالد. ضمن اینکه متاسفانه انضباط مالی فدای سرعت عمل میشود و انحرافات بودجه ای به بار می آورد. مانند آنچه در پروژه پیاده راه فرهنگی رشت پدید آمد.(راستی کسی می داند چرا این پیاده راه، “فرهنگی” نامیده می شود؟!)

رفتار سیاسی: برخلاف اظهار نظر صریح شهردار، او رفتارهای سیاسی زیادی دارد. از نشست و برخاست غیرضروری با سیاسیون تا شایعات متواتر از تلاشش برای بستن لیست انتخاباتی برای انتخابات آتی شورا. طبیعی است که یک گروه پانزده نفره تاب چنین صحنه آرایی های خطرناکی را ندارد و در مقابلش واکنش نشان می دهد. بخصوص که بهانه های واقعی و محکمه پسندی نیز برای چشم نبستن بر این رفتارهای شهردار وجود داشته باشد. بهانه هایی از جنس آنچه در مورد رفتار سازمانی بد او و بی انضباطی های مالی اش گفته شده است. آنچه که مسلم است اینستکه شهردار رشت بیش از اندازه لازم کنش و واکنش سیاسی دارد و این رویه ای آسیب زننده است.

شانس های ثابت قدم چه بود و چه هست؟

بزرگترین شانس ثابت قدم در شهرداری رشت این بود و هست که او وارث مدیریت شهری است که بدلایلی که در این مطلب نمی گنجد از فقدان برنامه و ساخت و ساز و آبادانی رنج برده و می برد. شهردار جوان، مدیریت شهری را برعهده گرفته که در بیست سال اخیر از فرط بی عملی مدیرانش به شهری عقب مانده مبدل گشته و انجام هر نوع فعالیت عمرانی (ولو به اندازه احداث یک پارک چندصد متری)در آن نمود و جلوه ای خاص دارد. این امر می تواند او را به محبوب مردمی بدل کند که در تمام این سالها حتی اقدامی کوچک را در این شهر شاهد نبوده اند. مردمی که تا آمده اند نام شهردارشان را بدانند،با تغییرش مواجه شده اند. این بکر بودن فضای کار این فرصت را به شهردار می دهد که با اقدامات روبنایی و پوپولیستی دل از عوام ببرد و شهردار محبوبشان باشد. اقداماتی از جنس عکس گرفتن با ستاره ها و بریزو بپاشهایی از پول شهرداری برای بدست آوردن مقبولیت شخصی!

چرا شورای رشت دیگر او را نمی خواهد؟

هرچند هنوز معلوم نیست که سرنوشت استیضاح او چه خواهد شد ولی یک موضوع واضح است: اکثریت نسبی شورای رشت دیگر او را نمی خواهند و او حتی اگر با رای یک سوم اعضا در منصب خود ابقا شود، محبوب بیش از نیمی از اعضای شورای ناظر بر اعمالش نیست.
اما علت مخالفت شورا با این جوان اقتدار گرا براستی چیست؟ آیا می توان شورا را به بی توجهی به سرنوشت شهر متهم کرد؟ آیا می توان گفت که چون برخی از شوراییان اصالت رشتی ندارند، توجهی به ساکنان شهر ندارند؟ به نظر می رسد این اتهامات بی اساس صرفاً جنگ روانی حامیان شهردار است و منطق و اساس درستی ندارد. شهر “چند فرهنگی” رشت معجونی از اقوام گوناگون است وتمام “رشتوندان” به اصطلاح بر یک کشتی سوارند و سرنوشت و دغدغه های مشترکی دارند. مخالفان شورایی ثابت قدم از عدم تعامل و مشورت او با شورا مثال ها و گلایه های فراوان دارند. گلایه هایی که بر خلاف گفته حامیان شهردار اتفاقاً رنگ “سهم خواهی” ندارد، بلکه از بی توجهی و قانون گریزی سخن می گویند.

عیبش گفتی، حسنش نیز بگو…

از کنار برخی از اقدامات مفید ثابت قدم نمی توان گذشت. تمرکززدایی، توجه به مسایل فرهنگی شهر(با تمام کاستی هایش)، جسارت و ریسک پذیری درانجام برخی پروژه ها(ولو شکست خورده همچون بی.آر.تی و ناقص همچون پیاده راه مرکزی)، توجه به جوانگرایی(با صرفنظر از تندروی ها) و تلاش برای افزایش درآمدهای شهرداری و ارتقای سطح بودجه، از اقداماتی است که می توان گفت فقط از مدیری چون او ساخته بود و سنگ بنایی است که شهرداران بعدی نمی توانند از آنها عبور کنند.

آیا استیضاح رای می آورد؟

حامیان شهردار در فضاهای مجازی شوراییان را به سهم خواهی و معامله گری متهم می کنند. این فضاسازی رسانه ای راه معقولی برای جلب نظر و حمایت اعضای شورا نیست. مشخص نیست این فرافکنی ها و اتهام زنی ها تا چه حد خودجوش و یا هدایت شده است. ولی یک نکته عیان دارد و آن اینست که مخالفان را جری تر و موافقان شورایی را دلچرکین می سازد. حامیان شهردار باید بدانند که اگر شهردار محبوبشان با ۹ رای شوراییان منصوب شده، مخالفان شورایی با حداقل نه هزار رای در این جایگاه قرار گرفته اند و بی حرمتی به آنان توهین به کسانی است که به هر دلیل و با هر سلیقه ای به این افراد اعتماد کرده اند.
ادامه فضای فعلی و عدم مذاکره با موافقان استیضاح ، آنان را راغب خواهد کرد که بجای” تعمیر و نگهداری” از گزینه “تعویض” استفاده کنند. اگر این حس در استیضاح کنندگان تقویت شود که شهردار و حامیانش به تقابل و عدم تعامل اعتقاد دارند میلشان به برکناری تقویت می شود.
در هر صورت باید منتظر ماند و دید سرنوشت استیضاح چه خواهد شد؟ ولی شهردار فقط یک راه برای ادامه خدمت دارد. مذاکره و تعامل و نقد پذیری. استعفا دادن مدیران میانی و نامه نگاری با حوزه هایی فراتر یا موازی با شورای رشت که معلوم نیست با مشورت کدام مشاور بی خردی راه اندازی شده، و توهین های علاقمندانش در فضای مجازی ،دردی  را دوا نخواهد کرد و بر هیجانات خواهد افزود.