جارستان: احمد کاورى متولد جنوب ایران است که امروز سریالى مى سازد در مورد مردم سرزمین گیلان بدون اطلاعات بدون تفکر بدون تحقیق برداشتى آزاد از رمان فاخر مهاجران نوشته هاوارد فاست را تبدیل به اثرى تلویزیونى مى کند ،برداشت آزاد یعنى چه؟ یعنى فقط چهره آفتاب سوخته و اشتغال به ماهیگیرى نقش اول؟ از رمان فوق فقط این دو تا را قرض گرفتى و اعلام کردى برداشت آزاد؟!
آقاى فیلم ساز ، چیزى در مورد مردم گیلک نشنیدى ؟ اسم میرزا کوچک و یاران جنگل و رشادت هایشان به گوش هایت نرسیده؟ از ایثار و دلاور مردى امثال حسین املاکى چیزى نمى دانى؟آوازه علمى پرفسور سمیعى و پرفسور رضا و …. رانشنیدى؟
بد نیست ابتدا کمى تحقیق کنى بعد فیلم بسازى ….چگونه به خودت جرات مى دى از مهمانوازى گیلانیان سواستفاده کنى؟ چگونه گیلان را خالى از مرد و مردانگى نشان مى دهى؟ میر ولى ( هدایت هاشمى) از همه جا مانده و از هر جا رانده به گیلان پناه مى آورد در کوتاه ترین زمان به فرد اول ماهیگیرى استان تبدیل مى شود به صورتى که در سکانسى مى گوید همه ماهیگران و قایق داران براى من کار مى کنند و شیلات استان ماهى هایش را از من مى گیرد!!! به ناگاه رفیق گرمابه و گلستانش از کویر سر مى رسد و در جایى که مردمانش یا خلافکار و دزد و باجگیر و یا تو سرى خور و سر به زیر و یا دو رو و چاپلوس و هیز هستند مى شود نماد مردانگى !!!! چگونه مى شود زنى که تازه شوهرش را از دست داده و نوزادش را بدون حضور او به دنیا آورده است عاشق مردانگى یارمحمد مى شود؟ مگر مردمان این سرزمین مردى و مردانگى ندیده اند؟ آنچنان دلشیفته مرد جنوبى مى شود که در سکانسى خارج از رسومات آن زمان به یارمحمد مى گوید: مرد من مى شى؟؟!!!
چگونه سکانسى را ترسیم کردى که فرد جنوبى مى گوید من بچه کویرم و اینگونه با دست خالى جلوى فردى که بچه دریا است و چاقو در دست دارد و همه مردم از او وحشت دارند مى ایستد؟
چرا ماهیگران ساده این دیار را تو سرى خور نشان مى دهى؟ چرا کشاورزان این خطه را افرادى ترسو معرفى مى کنى؟چگونه مى شود همه یا دزد باشند یا ترسو و تنها مرد سریال بچه کویر باشد ؟به راستى مردم این دیار منتظر بچه کویر بودند تا باج ندهند و ظلم نشنوند؟
آقاى فیلم ساز در زمانى که دخترکان این کشور باید در پستوى خانه پنهان مى شدند تا خداى نکرده باعث شرمسارى خانواده نشوند ، گیلکان دخترانشان را به مدرسه مى فرستادند به آنها اجازه تصمیم گیرى مى دادند این به آن سبب نبود که این دیار فاقد مرد است بلکه به آن دلیل بود که اینجا زنان هم مرد بودند ، حال تو زن گیلانى را که پا به پاى و شانه به شانه مردان کار مى کند را شیفته مردانگى مرد جنوبى نشان مى دهى اى کاش نگاهى به فیلم باشو غریبه کوچک استاد بیضایى مى انداختى تا معنى زن گیلک را دریابى.
آقاى کاورى از نجابت مردم گیل و دیلم سواستفاده کردى سرزمین گیلان را که همواره با وجود شیرمردان و شیرزنان از هجوم و حمله بیگانگان در امان مانده است را قحط الرجال نشان دادى، نمى گویم پخش سریال را متوقف کن ولى انتظار دارم از مردم این دیار عذرخواهى کنى .

هنوزم گیلان نفس امی جان میان دره…امره یاد نیشه…
شیر جنگل خوس گیلان زمینیم….باغ کتان امی قفسه شالیزار امی نفسه!
سامان محمودى