جارستان: وحید احمدی آرا- خیابان های این روزهای رشت به جرات سنگین ترین و گره خورده ترین ترافیک تاریخ این شهر را تجربه می کنند.
مردمان صبور و نجیب رشت قطعا در هیچ برهه ای چنین پیچیدگی و انقباضی را در خیابانهای قدیمی و جدید رشت شاهد نبوده اند.
آنچه در این میان عجیب به نظر می رسد این مساله است که پلیس راهنمایی رانندگی رشت در اقداماتی ضربتی بریدگی می بندد ، میدان مسدود می کند و سرعت گیر می کارد.
و عجیب تر اینکه مدیران ترافیک شهرداری در قبال تحرکات اینچنینی سکوت و انفعال پیشه کرده اند.
این سکوت از یک سو، و مطالبات و اعتراضات شهروندان که به ناچار به اعضای شورای شهر -که تنها عناصر قابل دسترس شهروندی هستند- منتقل می شود، از سوی دیگر، داد اعتراض برخی اعضای شورای شهر را درآورده است ، فغان و اعتراضی که ظاهرا راه به جایی نبرده است.
در این میان یکی از مقامات ارشد پلیس راهور در گفتگویی مسوولیت حوادث و سوانح جانی و مالی رانندگی رشت را متوجه شهرداری رشت می داند ، اما سوال یک عضو شورا درباره اینکه آیا اساسا پلیس ،واحد کارشناسی ترافیک شهری دارد یا خیر را بی پاسخ می گذارد.
هر چند به نظر می رسد از آنجایی که شهرداری رشت در دو سال اخیر آنقدر چاله و چوله داشته که دیگر مدیری حواسش به چاله چوله های شهر نبوده…
هر چند به نظر می رسد کمیسیون ترافیک شورای شهر رشت که اصلی ترین نهاد ناظر بر امور ترافیکی است در سال گذشته به سبب اینکه رئیس ش بیشتر دوست داشت شهردار شود تا اینکه به وظایف شورایی خود عمل کند ، کمترین تعداد جلسه و کمترین کیفیت خروجی مصوبات را داشته است…
هر چند به نظر می رسد تنها متخصص ترافیک شورای شهر رشت که با همین برند توانست در دور گذشته رای بیاورد ترجیح می دهد به جای کمیسیون ترافیک ، تمرکز خود را بر کمیسیون عمران بگذارد…
هر چند مدیران ارشد شهرداری که در حوزه ترافیک مشغولند سرگرم نوشتن نامه ی خودم به خودم هستند…
اما همه ی اینها توجیهی بر عملکرد غیرکارشناسی پلیس راهنمایی و رانندگی این شهر نیست.
روسا و فرماندهان اصلی پلیس رشت، اگر مسیرشان این روزها به بلوار قلی پور نخورده که ببینند چگونه تنگ کردن خروجی این بلوار به میدان جهاد باعث کشانده شدن ترافیک تا بیمارستان پارس شده…
اگر شبها از بلوار گلباغ نماز عبور نکرده اند تا ببینند بعضا همکارانشان یادشان رفته موانع زشت و خنده دار پلاستیکی که با آجر و سنگ بلوک و خاک و زباله پر شده است را ، از وسط خیابان جمع کنند…
اگر درک نکرده اند که خیابانهایی با این همه چاله و دست انداز اصلا و اساسا نیازی به سرعت گیر ندارد …
اگر همینجوری ، گذری، کوچه بازاری، خیابانی حس نکرده اند که پس از بستن بریدگیهای باهنر، معلم، ضیابری، رشتیان ، منظریه چه ترافیک سنگین و غیرقابل کنترلی به تقاطع ها و میادین بعدی تحمیل شده است…
چه خوب است که لااقل یک بار با صراحت بیایند و جلوی میکروفونها و دوربین ها بایستند و بگویند این تصمیمات لحظه ای و ضربتی توسط کدام گروه کارشناسی ، کدام افراد تحصیلکرده و دانش آموختگان کدام رشته های تحصیلی گرفته شده است؟
آیا غیر از این است که در بسیاری از ساعات روز تعداد زیادی از سربازانی که شاید کمترین آموزش لازم در زمینه مسائل ترافیکی و برخورد درست با شهروندان را ندیده اند با سعی و خطا و تلاش یدی و سوت و داد و فریاد و نهایتا با پرکردن صدها برگ جریمه در تلاش برای حل مشکلات ترافیکی اند؟
آیا غیر از این است که در هر خیابانی حادثه ای رخ داد، تصادفی شد ، پیش از هر بررسی کارشناسی و تصمیم خردورزانه ای در کمترین زمان ممکن اول یک سرعت گیر به ارتفاع غیراستاندارد و با کمترین علایم اخطاری و هشداری در آنجا نصب شد که اساسا صورت مساله پاک شود؟
بد نیست عزیزان یک بار بیایند و بگویند چند بار ، واقعا چند بار شده که برای بستن یک بریدگی ، یا مسدود کردن یک خیابان یا میدان، دِبی عبور و مرور خودروها در ساعات مختلف روز و هفته و ماه اندازه گیری شود و تصمیمی بر اساس دانش ترافیکی و مدیریت حمل و نقل اتخاذ گردد؟
نمی دانم منزل عزیزان در کدام نقطه شهر قرار دارد و خودشان و خانواده شان در کدام ساعت شبانه روز با چه وسیله نقلیه ای راهی مسیرهای روزمره شان می شوند ، اما بد نیست یک روز بی سیم و درجه شان را پنهان کنند و دم غروبی ، همین روزها که هوا خوب است و بارندگی نداریم ،خودروی آژیر و بلندگو دار و راننده ی اختصاصی خودرا رها کنند و همچون شهروندان عادی سوار تاکسی شوند- البته اگر گیرشان بیاید- اصلا اسنپ و تپسی بگیرند و چند مسیر داخل شهری را طی کنند …به درد دل مردم و رانندگان تاکسی و شخصی گوش کنند ، بریدگی ِبسته و رفتن تا میدان پرترافیک تر بعدی برای دور زدن را تجربه کنند ، شاید آنگاه به کارشناسان شان ، البته اگر کارشناس تحصیلکرده ای در این زمینه داشته باشند ، یادآوری کنند که بستن همه بریدگیها، نصب سرعت گیر در هر نقطه حادثه خیز ، جاگذاری موانع لاستیکی و نوارهای پلاستیکی زشت زرد رنگ و پر کردن هزاران صفحه برگ جریمه کارگشا نیست.
سکوت شهردار که البته قطعا دغدغه‌ای در این زمینه ندارد- چون در خانه چند میلیاردی اش استخر و سونا و لوازم ورزشی دارد و خرید روزمره اش را راننده اش انجام می دهد – سکوت پیشکسوتان شورا ، که البته حواسشان به تراموا و طرحهای بزرگ شهری است و سکوت مقامات ارشد پلیس راهنمایی رشت که قطعا همه مسیرها با آژیر و بی سیم شان برایشان گشایش می یابد، در قبال اتفاقات ترافیکی رشت ادامه دارد. کاش یکی به این سوال پاسخ می داد که واقعا چه کسانی برای خیابانهای رشت تصمیم می گیرند؟

کدوم بغض بومی؟ کدوم هق هق مست؟ صدامو بریده
کدوم آرزوتو دوباره نوشتی؟ که رنگت پریده
بگو آخرین بار چرا گریه کردی؟
بگو آخرین بار کیو خواب دیدی
زمین خوردی اصلا؟
توو چند تا خیابون؟
کدوم راهو رفتی به اینجا رسیدی؟
یه خورشید گیجم
که نه گرم میشه
نه خاموش میشه
کدوم جای خالی با چند تا مسکن فراموش میشه؟
از این جنگ کهنه بگو کی چه طوری غرامت بگیره؟
بگو کی برنده است کسی که میمونه یا اونیکه میره؟