احیای خانه‌های قدیمی رشت؛ طرح‌هایی که خاک می‌خورند
سعیده قرشی

جارستان – سعیده قرشی سرویس شهری:احیاء و باززنده‌سازی فضاهای شهری و نیز بناهایی که با خاطرات جمعی شهر پیوندی ناگسستنی دارند، رویکردی است که این روزها مورد توجه تمام شهرهای رو به توسعه حتی در مقیاس جهانی قرار گرفته است. افزایش فضاهای شهری جدید و ایجاد تعادل با حفظ فضاهای خاطره ساز کهن، چالش پیش‌روی تمام گسترش هاست.
آلدوروسی عقیده داشت که شهرها خود خاطره جمعی شهروندان محسوب می شوند، خاطراتی که در پیوند با اشیاء و مکان ها شکل گرفته است. نمادها و مونومان هایی که ورای کیفیت های کالبدی حاوی خاطرات جمعی شهر و شهروندان و سبب حفظ و قوام روح و مفهوم شهر هستند. در این میان رشت نه تنها میراث غنی را در چنته افتخار به دوش می‌کشد؛ بلکه سوابق درخشانی در موفقیت چنین رویکردی دارد. بناهایی همچون خانه قدیری در رشت مربوط به دوران پهلوی، خانه ابریشمی و خانه سمیعی متعلق به عصر قاجار و عمارت حاج میررا خلیل نمونه‌هایی از آن است.
از حال و هوای این روزها که اندکی با ترجیع بند «تدبیر و امید» فاصله گرفته است بگذریم، صادقانه بگویم چاره همان تدبیر و امید است؛ البته با چاشنی نوآوری.
یک خانه قدیمی سرمایه‌ای را آجر به آجر و جرز به جرز یدک می‌کشد که هر چند ناملموس اما به غایت درجه ذی‌ارزش است؛ ارزشی که فرصت مغتنمی برای بازتولید هویت شهری از یک طرف و فراهم آوری فرصت رشد مبحثی با عنوان گردشگری از دیگر سوی را دارد.
پیتر رابرتز در کتاب «راهنمایی در زمینه باززنده ســازی شهری» چشم‌انداز این امر را در اقدام یکپارچه و جامعی که به حل مشــکلات شــهری انجامیده و می‌کوشــد بهبود مســتمر و پایداری را در شــرایط زیســت محیطی، اجتماعــی، کالبدی و اقتصادی بخش‌های تغییر یافته یا در آســتانه تغییر شهر به ارمغان آورد، بیان می کند. گفته می‌شود خاستگاه مکان به عنوان ظرفی برای وقوع رویدادها به ذهن انسان در ثبت خاطرات یاری می‌رساند. یک خاطره به صورت واضح، ما را مستقیما به یک مکان مشخص سوق می‌دهد. جالب اینجاست که انسانها بعضا با حضور در مکانی که سایرین در آن حضور دارند به تجربه هایی دست می‌یابند که آنها را با تمام انسان‌هایی که در گذشته یا آینده چنین فرآیندی را تجربه می‌کنند پیوند می‌دهد.
چه بسا شایسته است شورای شهر یا هر مصدر تصمیم‌ساز و بسترآفرین با نگاهی متاثر از همان امید و تدبیر، طرحی راهبردی را در راستای مشارکت شهروندان در دمیدن روحی نو در ساختار کهن شهر پدید آورد. در این بین قدم های کوچک و به اصطلاح تاکتیکی می تواند آغازی باشد در اولا آسیب‌شناسی و در ادامه اولویت‌بندی و شروع یک اقدام آگاهانه که تقویت کننده‌ی استخوان بندی اندیشه نوآورانه در این راستا باشد . . . .
امروزه عقیده بر آن است مدیریت شهری و شهروند هر دو در حفظ کالبد خاطره انگیز شهر سهیم هستند و هر کدام به نوبه خود در آن نقش دارند.کامران صفامنش از شهرسازان مطرح کشور خاطره شهر را عنصری غیر قابل دیدن می‌داند که تمام تارو پود شهر را به هم ربط می‌دهد.
با این چشم انداز؛ اتاق فکر، کارگروه، سازمان مردم نهاد و . . . گام‌های کلاسیک خواهند بود در عرصه هم‌اندیشی حکمروایی خوب و شهروند همراه.