*رضا محی الدین رجبی

جارستان :حالا و باردیگر در ۶ سال گذشته و در برهه دولت تدبیروامید ،تب وتاب انتخاب استاندار در گیلان داغ گردیده و هرکس به فراخور دایره نفوذش مشغول لابی و چانه زنی برای این امر.
جالب اینکه وقتی سراغ از چرایی و کیفیت مدیریتی استاندارایده آل بگیریم همانها که در قلم فرسایی و نقادی در صف اول قصه هستند از پرداخت بدیهی ترین صفات و خواستهای آتی خود برای استان عاجز میمانند.
تکرار کلمات نخ نما و کلیشه ایی چون تبیین سند توسعه ،حل مشکل پسماند و سراوان،ارتقای سطح گردشگری و…همه و همه مد روز شده اند و اتفاقا گوینده از تعمیق آن همچنان ناتوان!
از سوی دیگر ماراتن دلربایی از استاندار جدید و فرضی نیزآغاز گردیده از تماسها و مقالات و خودنمایی های فردی تا بازی های گعده ایی و بیانیه هایی که حتی نگارندگان آن به محتوایش پایبند نیستند حال و روز این روزهای گیلان را پرمخاطره تر از همیشه ساخته است.
بغرنج تر انکه همه میدانند در دولت روحانی، تصمیم گیر برای انتخاب و انتصاب، فقط چند فرد خاصند و دایره آنقد تنگ که معاون اول دولتش نیز قدرت تعویض رییس دفترش را ندارد!
پس سئوال طبیعی اینست پشت این همه تخریب و اظهارنظر سلبی و بدون راهکار چیست؟بعضی دلایل را در ادامه واکاوی مکنیم:
۱-خوش خدمتی:صفتی که مختصبه گیلان نیست و بلای جان اخلاقی کشور ماست و همیشه افرادی هستند که میل به خوش خدمتی در افکار و رفتارشان عیان است.تفاوت فقط در نوع خوش خدمتی است یکی با پیامکهای مهیج ،یکی با مقاله های پرآب و رنگ و دیگری با رد وبدل
نمودن اخبار..
۲-منفعت طلبی:عده ای بقای وضع موجود را در راستای حفظ منافع فردی و حقوقی خود میدانند و عده ای تغییر فضا را ضامن منافعشان!منافعی که گاهی رنگ و بوی مادی دارد گاهی رنگ وبوی پستی و گاهی جریانی و گروهی.
۳-تولید بحران: اشتیاق به ایجاد بحران خود یک استراتژی است که در ظرف زمانی مشخص، امکان مطرح کردن فرد را میدهد یا به ترتیبی دیگر امکان انجام کار مدنظر را در فضای ملتهب و بزن بزن دیگران فراهم میسازد.
۴-جهل:عده ای هم از بیخ عقبند!آنقدر نمیدانند که تصور میکنند میدانند!این دسته خطرناکترینند چون همواره ملعبه وابزار دست صاحبان فکرند ولی از خود وهم تاثیرگذاری دارند…
۵-عشق:عده ایی علاقه و عشق به موضوع دارند آنها آنقدر مهربانند که به سان دسته خوش خدمتها ،در نزدیکی به کانون قدرت از یکدیگر پیشی میگیرند.دلشان هم آنسان فراخ که جای همه در آن محفوظ است
۶-زبل: عده ای هم سیاسند و زبل،پشت قضایاهستند و با همه ابزارها هماهنگ .به گاه اصلاح طلبی اصلاح طلب و به گاه اصولگرایی اصولگرا و حالا هم که معتدلان روزگار
آری فضا عجیب است و جاده ناهموار..هرچند برای مدیریت همزمان ۶ گروه میتوان دعا کرد که خدایا عاقبت گیلان را نیکو گردان و نظر همه گروهها را تامین…کاش استانداری ماورایی (غیربومی)، عاشق تعریف،جوابگوی تماس و پیامک، نوچه دوست و علاقه مند به استفاده از همه بیاید،تا دل همگان شاد شود!