جارستان: با گذشت چند روز از انتصاب مصطفی سالاری در سازمان تامین اجتماعی و خروج وی از استانداری گیلان بحث ها درخصوص بررسی نقاط ضعف و قوت کارنامه عملکرد وی در گیلان و همچنین بررسی گزینه های احتمالی جانشینی وی در محافل سیاسی استان مطرح و داغ است.

از همین‌رو مجموعه گفت و گویی را با چهار فعال سیاسی اصلاح طلب انجام دادیم تا در کنار بررسی مسائل روز کشور، کارنامه مصطفی سالاری را در نگاه حامیان دولت نقد و بررسی کنیم، غلامحسین بخشی عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی، اسحاق راستی دبیر مجمع نیروهای خط امام(ره)، رضا صادقی عضو شورای منطقه حزب اتحاد ملت و رضا فرصتی عضو شورای مرکزی حزب ندای ایرانیان چهار فعال سیاسی اصلاح طلب هستند که با آن ها به گفت و گو نشستیم.

مشروح این گفت و گو را در ادامه از نظر می گذرانید:

 

 تحلیل شما از وضعیت سیاسی و مدیریتی کشور درچند ماه اخیر چگونه است؟

غلامحسین بخشی: ما در خصوص عملکرد دولت با چند مساله مواجه هستیم، از یک سو حضور چهره های تکراری و جا به جایی های پی در پی به دور از جوان‌گرایی و عدم بهره گیری کافی از ظرفیت بانوان و از سوی دیگر عدم توفیق تیم اقتصادی دولت و دخالت حلقه اول اطرافیان آقای روحانی دو رکن مهم مشکلات فعلی دولت هستند. از طرف دیگر پذیرش فشارهای قدرت های پشت پرده و بیان نکردن این فشارها از سوی رییس جمهور با مردم موجب شده تا در شرایط فعلی میزان نارضایتی مردم افزایش کرده و اعتماد آن ها نسبت به دولت کاهش یابد.

رضا فرصتی: وضعیت مدیریتی کشور چه ازنظر سیاسی چه ازنظر اقتصادی و فرهنگی و… در این دوسال اخیر دچار یک وادادگی عجیبی گردیده، در همه دولتهای پس از انقلاب دولت‌های دوم هر رییس جمهور در سال‌های آخردچار این وادادگی و سومدیریت بودند ولی دولت تدبیر و امید متاسفانه پس از تشکیل کابینه دوم خود به این وادادگی مبتلا گردید، کابینه ای فشل و بسیار محافظه کار که بخش بزرگی از اعضای کابینه به گفتمان اصلاح امور غلط باوری ندارند و یا اگر باوری هم دارند با محافظه کاری افراط گونه خود را انگاری برای آینده حفظ میکنند. متاسفانه عملکردی که این دولت از خود نشان داده تاوانی بس سنگین برای کشور به بار آورده و بنظرم این وادادگی و بی برنامگی از راس هرم دولت نشات گرفته است.

اسحاق راستی: در مورد وضعیت سیاسی ومدیریتی کشور اگر بخواهیم نگاه واقع بینانه ای داشته باشیم بنظرم ایران در وضع پرتلاطمی قرار دارد. من اینجا لازم می‌دانم ابتدا  به مسئله اختلال فرهنگی که زیاد هم از سوی متولیان امر جدی گرفته نمی شود، اشاره ای کنم. فرهنگ ایرانی از دیرباز با مفاهیمی مانند معرفت، فضیلت، همدلی، نوع‌دوستی و جوانمردی عجین بوده، اما آیا باید  ببینیم که  این مفاهیم عملا در جامعه ما امروزه دیده می شود؟ سازگاری یکی دیگر از مفاهیمی است که از دیرباز در جامعه ایرانی زبانزد بوده و پیروان اندیشه ها به دور از تنگ نظری درکنار هم بوده و به عبارتی گفت وگوی فرهنگی در میان ایرانیان وجود داشت. این را مقایسه کنید با جامعه کنونی ایران که هنوز عده ای در عصر اطلاعات، طاقت یک جلسه سخنرانی از طیف مخالف را نداشته و به آن حمله می کنند. همچنین با نگاهی گذرا به تاریخ کشورمان می بینیم که فرهنگ ایرانی با عقلانیت همراه بوده و از طرفی با تعصب، تحجر و انسداد هیچ نسبتی نداشته است و باز اگر مقایسه کنیم با برخی برخورد های سطحی و تحجرآمیز امروزی درمی‌یابیم که چه قدر در این حوزه نیز بد عمل می کنیم. به هرحال ویژگی های فرهنگی زیبای ایرانیان متاسفانه سال‌هاست که کم کم در جامعه رنگ باخته و امروزه بنظر میرسد  بیش از هر زمان به شناخت عمیق تر و عمل به آن نیازمندیم. ضمن این که متاسفانه در دیگر حوزه های اجتماعی،سیاسی و خصوصا اقتصادی در وضعیت مناسبی قرار نداریم و به عبارتی در کشور با بحران هایی مواجه هستیم. بحران مشروعیت و بحران کار آمدی از مواردی است که امروزه بسیاری از جامعه شناسان به آن تاکید دارند.  این که خروج امریکا از برجام و تحریم ایران از سوی دولت امریکا یکی از عوامل مهم این چنین وضعیتی است بر کسی پوشیده نیست اما ضعف مسئولین کشورو ضعف های  ساختاری در مدیریت کشور و به عبارتی وجود برخی تشکیلات و سازمانهای موازی در کشور در این مشکلات تاثیرگذار بوده و می باشد که بنظرم اگر چاره ای به رفع این مشکلات ساختاری در کشور نشود، امید چندانی به آینده کشور نمی رود.

 

به کارنامه مصطفی سالاری در گیلان چه نمره ایی میدهید؟

بخشی: از آمدن و رفتن آقای سالاری در گیلان برگی نجنبید، بلکه فرصت طلبانی از عدم شناخت آقای سالاری از فرهنگ و ساختار اجتماعی منطقه خود را حلقه واسط دانسته و در پاره ای از تصمیم گیری‌ها دخالت نمودند که به نفع آقای سالاری نبود. می شود گفته یکسال تمام گیلان زیان عدم شناخت آقای سالاری متحمل شد، و اینکه همراه گرمابه و گلستان ایشان نیز به همین دلیل فریفته بعضی از چهره های مخدوش شد و در پاره ای از انتصابات تقریبا معامله گونه رفتار گردید، از سوی دیگر تحمیل نمایندگان و فشار از بالا اجازه نداد از آقای سالاری یک استاندار شاهد باشیم.

صادقی: بنظر من کارنامه آقای سالاری هم مثل همه مدیران دیگر دارای نقاط قوت و ضعف بوده که البته قابل بحث است. باید منصفانه داوری کنیم و بپذیریم که آقای سالاری حداقل هایی از مطالبات در حوزه جوانان را برآورده کرد و تعدادی از دوستان جوان فعال سیاسی را در سطح مشاور خود یا مدیریت های جزء بکار گرفت و پای هزینه آن ایستاد. ایشان در دوره کوتاه حضور خود در گیلان نشست های مشورتی با گروه های جبهه حامیان دولت اعم از احزاب یا افراد ذی نفوذ برپا کرد و تعامل نسبتا خوبی با مجموعه دوستان ما داشت، لیکن این تعامل در تصمیم گیری‌ها و سیاست‌ها چندان منشأ اثر نبود که دلایل خاص خود را دارد که بحث آن مفصل است و کل این بی حاصلی را نمی توان به پای استاندار نوشت. از نقاط ضعف دوره ایشان می توان به تعلل در تعیین تکلیف تیم مدیران ارشد استان اعم از معاونین استاندار، شهردار رشت، فرمانداران و … بطور خاص حوزه سیاسی دولت اشاره نمود. بطوریکه برخی از مدیریت های ارشد دولتی ماهها با سرپرستی اداره شدند. البته از نظر من عملکرد ایشان در مجموع از میانگین کارنامه مدیران ارشد دولت فعلی بالاتر بوده و برای ایشان در کسوت مسئولیت جدید آرزوی موفقیت دارم.

فرصتی: نمره عملکرد آقای سالاری به شرط تک ماده نمره  قبولی است.

راستی: در خصوص نمره به آقای سالاری استاندار گیلان به نظرم اگر عملکردشان را  تا قبل از چگونگی رفتن ایشان از استانداری گیلان در نظر نمی‌گرفتیم، نمره ای متوسط و حتی بالاتر از متوسط می شد به ایشان داد. اما با درنظر گرفتن چگونگی رفتن ایشان از استانداری گیلان بنظرم نمره ای متوسط حتی زیر متوسط باید به ایشان داد. بنده در دیدارهایی که با ایشان داشتم او را فردی صادق یافتم و انتظار چنین برخوردی از ایشان را نداشتم. وی در اواخر سال ۹۷ هنگام انتخاب شهردار تهران، یکی از کاندیداها برای انتخاب شهرداری تهران بود و حتی چند رای هم آورد. اما در استان وقتی که با گله و انتقاد برخی ها  مواجه شد که شما دلتان در استان گیلان نیست و قصد ارتقاء شغلی‌تان را دارید و آیا می خواستید شهردار تهران شوید، خبر فوق را تکذیب و خود را بی خبر از مطرح شدن برای شهرداری تهران دانست. در حالی که کاندیدایی افراد باید به درخواست خود فرد باشد و ایشان هم چند رأی آورده بود. بهرحال بعد از مدتی باز حضور ایشان در سازمان تامین اجتماعی مطرح شد که باز وی در چند جلسه و مصاحبه به شدت عزیمت خود را از گیلان تکذیب و خود را آماده خدمت برای استان گیلان و مردم گیلان معرفی نمود. تا این که بعد از چند ماه این بار بدون سروصدا و بدون این که حتی معاونینش در استانداری اطلاعی داشته باشند، با  استان گیلان و برنامه هایش خداحافظی نمود و استان را به امان خدا رها کرد تا به ریاست سازمان بیمه تامین اجتماعی نائل آید. ضمن آرزوی موفقیت برایشان در مسئولیت جدید باید به این نکته مهم در باره‌اش تاکید کنیم که هم از چنان آمدنش به گیلان و هم از چنین رفتنش از گیلان گله داریم. با این که باید انتقاد و گله بزرگ را از مسئولین کشور و خصوصا وزیر کشور نالایق دولت دانست که در تغییر و تحولات مدیریتی استان‌ها نه توجهی به مقتضیات و شرایط استان‌ها می نماید و نه به توانایی افراد، بلکه فقط دستورالعملی را یاد گرفته اند و همه جا اعلام می‌کنند که ما استاندارها را غیر بومی انتخاب می کنیم تا تنشی در استان‌ها ایجاد نشود. ولی این که این تحلیل شان تا چه اندازه عقلانی است و با شرایط استان‌ها هماهنگ است را فکر نمی‌کنم تاکنون بررسی و تحلیل نموده باشند و به همین دلیل است که عمر برخی از استانداری ها نظیر گیلان کمتر از دو سال می باشد و تا طرف اطلاع و آگاهی از استانی پیدا می کند، باید تغییر یابد.

 

به نظر شما چه اقداماتی در دوره سالاری صورت نپذیرفت؟ آیا معتقد به وجود حلقه نزدیک به سالاری در تصمیم گیری ها بودید؟

بخشی: آقای سالاری با وجود همه بن بست ها می توانست وقت بگذارد و با گروه های مختلف صاحب نظر و چهره های شناخته شده آگاه و دلسوز دیدار و مشاوره بگیرد که متاسفانه به دیدار ومذاکره با اندک افراد پیرامون خود بسنده کرد. همچنین  قادر بود تعداد بیشتری از جوانان فعال، تحصیلکرده و  عملگرا را در بدنه دولت کادرسازی کند که این امر بسیار محدود اتفاق افتاد.

صادقی: در مورد حلقه نزدیک به آقای سالاری، این طبیعی است که یک استاندار غیر بومی که شناخت قبلی از استان نداشته برای اتخاذ تصمیمات خود در سیاست گذاری‌ها و سازماندهی مدیران نیاز به اطلاعات کافی دارد که باید توسط یک تیم معتمد به ایشان منتقل گردد. بنابراین بدون تردید تصمیات آقای سالاری هم بخصوص در اوایل حضور خود با یک تیم مشاورین مورد اعتماد اتخاذ شده است.

فرصتی: خیلی کارها بود که می توانست انجام شود و نشد، مهمترین آنها شایسته سالاری واقعی در عزل و نصب ها بود. بله قطعا اطرافیان و حلقه نزدیکان آقای سالاری نقش ویژه و بارزی در تصمیمات دوسال گذشته داشتند که البته این خود حاشیه ها و حرف و حدیث های فراوانی باخود به همراه داشت.

راستی: متاسفانه یکی از مهم ترین مباحثی که در دوره استانداری آقای سالاری مغفول ماند عدم توجه به ورزش در استان گیلان بود. این که دولت ها حق هیچگونه کمکی به باشگاه ها را ندارند توجیحی شده بود که در این زمینه در ورزش گیلان کوتاهی صورت گیرد. خصوصا تیم های فوتبال پرطرفدار استان نظیر سپیدرود، ملوان، داماش، چوکا، شهرداری فومن و سایر تیم ها با مشکلات عدیده ای روبرو شدند و این در حالی بود که طبق خبرهای رسیده از بوشهر حکایت از این دارد که ایشان وقتی استاندار آن دیار بود به تیم های بوشهری کمک های زیادی می‌کرد. ضمن این که در دوران زعامت آقای سالاری گیلان در حوزه صنعت همچنان درجا  زد و در افزایش بیکاری خصوصا جوانان نیز همچنان رکورد دار هستیم. آقای سالاری در تصمیم گیری های مختلف حلقه مشاورینی از تخصص های مختلف داشت و گویا در برخی از جلسات حتی آنان حضور پیدا می نمودند. اما آن چه در عمل مشاهده می شد نقش پررنگ یک حلقه ای از نزدیکان بود که همراه ایشان از خارج استان آمده بودند.

 

اقدامات مثبت  و منفی دوره زعامت سالاری جوان در گیلان چه بود؟

بخشی: یکی از اقدامات مثبت دوره ایشان توجه به جوانان بود اما خیلی زود متوقف و محدود در حالی که می توانست تعداد بیشتری از جوانان را به کار بگیرد.

صادقی: همانطور که پیش‌تر گفتم آقای سالاری موفق شد به حداقل هایی از مطالبات در بحث جوانان رسیدگی کند که این امر به انتصاب تعدادی از دوستان در عناوین مختلف منتج شد  که این یک نقطه مثبت پررنگ در کارنامه عملکرد ایشان است.

فرصتی: یکی از اقدامات مثبت ایشان رویکرد جوانگرایی در انتصابات مدیریت ها بود ولی همان وادادگی و روزمرگی که در مورد دولت گفتم رو میشود در اشل استانی هم مشاهده نمود.

راستی: از اقدامات مثبت ایشان رویکرد نسبی شان به جوانان و بانوان در برخی از پست های مدیریتی بوده است. با این که دایره استفاده شان محدود بوده است ولی به نظر می رسد که اگر موانع ساختاری تشکیلاتی ومدیریتی وجود نداشت وبرخی اعتراضات وانتقادها که حتی به وزارتخانه کشیده شد،چه بسا ایشان مایل بود که این دایره را وسیع تر نماید.

 

به نظر شما از بین گزینه های کیوان محمدی، همتی، زارع و علیزاده کدامیک از شانس بیشتری برای استانداری گیلان برخوردارند؟و چرا؟

بخشی: باید یاد آوری کنم که بعد از پیروزی سال۹۲ تعدادی از چهره های شناخته شده و فعالین سیاسی اجتماعی در جهت انتصاب گزینه قابل وثوق گیلانیان بسیار زحمت کشیدند تا استاندار توانمندی برای گیلان تعرفه کنند، علیرغم رفت و آمد های مکرر و دیدار با شخصیت های برجسته کشور، آقای دکتر نوبخت حرف اول و آخر را زد و درسال ۹۶ هم چنین اتفاقی افتاد و مردم گیلان از این اتفاقات راضی نیستند و نوعی بی احترامی به گیلان می دانند. همچنین در مورد مدیریت شهری نیز گیلان با بی‌تعصبی  مواجه گردید، اکنون نیز نمی‌توان پیش‌بینی کرد که کدام یک از شخصیت ها سکان مدیریت استان را در دست می گیرد، ولی انتظار و توقع گیلانیان این است که در دوسال باقی مانده دولت آقای روحانی به گیلان بی اعتنایی نشود و فرد خسته ای را به گیلان خسته تحمیل نکنند، گیلان زخم خورده چرخه سیاسی کشور تحمل  مدیر ۳۵-۳۶ سال کارکرده نا آشنا به منطقه را ندارد اصلا ضروتی برای حضورغیر بومی وجود ندارد تا با رفاقت بازی و زد و بند پشت پرده موجبات نگرانی گیلانیان را فراهم کنند. امیدواریم جناب آقای روحانی در این مقطع حساس کمی به خواست گیلانیان توجه بفرمایند، مردم گیلان دوست دارند حضور شخص توانمند بومی را در گیلان شاهد باشند.

صادقی: در مورد گزینه های استانداری اطلاعات موثق ندارم و ترجیح می دهم اظهار نظر نکنم. امیدوارم یک چهره توانمند و کارآمد در دو سال پایانی دولت، سکان اجرایی گیلان را بدست گرفته و بخشی از مشکلات انباشته این استان را پیگیری نماید.

فرصتی: متاسفانه هرکدام از افرادی که نام برده شد یا افراد دیگری که اسامی آنها را می‌شنویم برای تصدی استانداری، اگر به نوبخت یا واعظی نزدیک‌تر باشند از شانس بسیار زیادی برخوردار خواهند بود همانطور که نجفی سهمیه نوبخت بود و سالاری سهمیه واعظی.

راستی: در خصوص انتخاب افراد  برای استانداری گیلان چون وزارت کشور ملاک ومعیار آن چنانی برای استانداران ندارد و بیشتر براساس برخی توصیه ها عمل می‌کند، نظر خاصی در مورد افرادی که اشاره کردید ندارم.