– فضای سیاسی کشور و به تبع آن استان را چگونه ارزیابی میکنید؟
به نظرم فاصله بین مردم و مسئولین که پس از انتخابات سال ۹۲ انتظار میرفت رو به کاهش باشه مجددا افزایش پیدا کرده و علتش هم عدم هماهنگی بین بخش های مختلف حاکمیت در امورکشور بویژه درحوزه دیپلماسی خارجی هست که به نظر میرسه همه چیز به اون گره خورده و از اون موثره . اونچه مسلمه اگر گامی در جهت تحقق مطالبات و خواسته های مردم صورت نگیره طبعا این شکاف عمیقتر و عریضتر میشه . باید بپذیریم تندرو ترین اصلاح طلبان در بهترین شرایط کف خواسته های اکثریت مردم رو پوشش میدن و وقتی مردم در سال ۹۲ وارد یک تعامل با حکومت شدن و از یک اصلاح طلب کندرو گذشتن و به یک نیروی به ظاهر میانه و اعتدالی رضایت دادن انتظار داشتن که باقی ارکان حکومت هم گامی به سمت مردم بردارن که به نظرم نه تنها این اتفاق نیافتاد بلکه برخی رفتارها تندتر و برخی دایره ها تنگتر هم شد و این روند در دور دوم دولت روحانی شدت هم پیدا کرد.
– عملکرد کلی دولت تدبیر و امید و درصد رضایتمندی از این دولت را چه میدانید؟
گرچه در ساختار کشور سهم دولت در تصمیم سازی های اساسی بسیار کمتر از سایر ارکان حکومت هست اما به نظرم دولت عملکرد ضعیفی داشته ، بی برنامگی ، تعارض دیدگاه دولتمردان با هم ، تداوم رفتارهای پوپولیستی دولت احمدی نژاد ( که این اواخر بیشتر هم شده ) ، حفظ نیروهای متخلف و ضعیف و از دست دادن نیروهای قوی از بالاترین سطح دولت یعنی وزرا تا پایین ترین سطوح یعنی مدیران میانی دستگاه های اجرایی دولتی طبعا نتیجه ای جز این نداره که امروز حامیان منطقی دولت رضایتی از عملکردش ندارن. و شک نکنید نقش اعتدالیون و بخشی از اصلاح طلبان که به طمع منفعت فردی اعتدالیون را همراهی میکنن در این ضعف نقشی روشن و غیر قابل انکار هست .
سخنان اخیر لیلاز که به زعم من از کنشگران سیاسی خوب و منطقی محسوب میشه در این زمینه نشون میده که وضعیت موجود صرفا وابسته به اتفاقات جهانی نیست و بی تدبیری و ناتوانی و منفعت طلبی داخلی در اکثر ارکان حاکمیت و همچنین در دولت در اون بسیار تاثیر داشته .
– آیا اصلاح طلبان توانستند بر مبنای اعتماد عمومی در انتخابات سالهای ۹۴،۹۲و ۹۶ به مردم در ریاست جمهوری،بخصوص مجلس و شورا پاسخگو باشند؟
پاسخ کوتاه و یک کلمه ای من طبعا میشه خیر .
عدم انسجام اصلاح طلبان و همراه شدن بخش منفعت طلب آن با اعتدالیون موجب شد که خروجی ، مطلوب مردم نباشه . در شورا و مجلس کسانی در لیست قرار گرفتن و انتخاب شدن که عموما فقط علاقمند به رای طرفداران اصلاحات بودن و در ریاست جمهوری هم گرچه کاندیدا کسی جز روحانی نبود اما باز هم قادر به انتقال خواسته های مردم به روحانی و دولت نبودن و فقط آرای مردم را به سمت روحانی هدایت کردند. بدون شک ریزش طرفداران و کناره گرفتن مردم از صحنه تاوان سنگین این اتفاق هست که نه فقط اصلاح طلبان بلکه کل نظام این تاوان را خواهد پرداخت .
شک نکنید که میزان مشارکت مردم در امور مملکت کاهش پیدا میکنه و این فقط معطوف به انتخابات نیست بلکه احساس دور بودن از مسئولین و نظام در کوچکترین رفتارهای مردم تاثیر گذار خواهد بود و کسی که ببرّه دیگه لزومی به رعایت قانون و همراهی با مسئولین و حتی دیگر مردم نمی بینه و این به نوعی قانون گریزی و هرج و مرج رو در جامعه افزایش میده .
عامه مردم به هیچوجه احساس هم سرنوشتی با مسئولین ندارند و این بزرگترین آفت در یک جامعه محسوب میشه ، این عدم احساس هم سرنوشتی فقط مختص به مردم با مسئولین نیست بلکه عملا با شکل گیری طبقات مختلف غنی و ضعیف این حس بین اقشار و طبقات مختلف جامعه هم بوجود آمده .
– عملکرد لیست امید در مجلس و شورا را به نحو کلان قابل قبول میدانید؟ اشکالات و ایرادات عملکردی آن ناشی از چیست؟
در خصوص مجلس باید موضوع به سه بخش لوایح ، طرح ها و نظارت تقسیم بشه .
به نظر میرسه مجموعه لیست امید مجلس در موضوعات کلان با لوایح و خواسته های دولت همراه بودن اما نکته مهم اینجاست که اولا برخی از خواسته های دولت (از جمله برخی وزرای معرفی شده و همچنین بودجه های سنواتی ) مطلوب اکثریت مردم و اصلاح طلبان نیست و از نمایندگان لیست امید حرکت خاصی در جهت اصلاح روند حرکتِ دولتِ به ظاهر همفکر دیده نشد.
در رابطه با طرح ها هم طرحی که مبتنی بر افزایش دموکراسی و جایگاه مردم یا افزایش شفافیت و شیشه ای شدن اتاق مسئولین و ارکان حکومت باشه دیده نشد .
در خصوص بخش نظارتی هم گسترش بی رویه فساد ، تداوم و تعدد اتفاقات مالی بر ضد بیت المال و منافع عموم بیانگر این نکته است که مجلس بطور عام و لیست امیدی ها بطور خاص توفیق چندانی نداشتند.
مهمترین عرصه خودنمایی نمایندگان کما فی السابق عزل و نصب مدیران استانی است که در این خصوص هم نمایندگان گیلان و لیست امیدی ها کم فروغ ظاهر شدن و به زعم من امروز مجموعه مدیران استان یکی از ضعیف ترین تیم مدیریتی تاریخ چهل ساله جمهوری اسلامی هست.
در خصوص شوراها در برخی مراکز استان اتفاقات مثبتی رخ داد در گیلان اما به نظر من مجموع عملکرد چه قبل و چه بعد از انتخابات ضعیف بود.
– در خصوص اتفاقات اخیر شورای شهر رشت و انتقادات به ۳ اصلاح طلب لیست امید چه نظری دارید؟
این موضوع باید در دو بازه زمانی مورد بررسی قرار بگیره یک بازه قبل از مطرح شدن خانم مقیمی و جمشید رسایی و یک بازه بعد از مطرح شدن آنها است . در بازه زمانی اول باید این سه عضو در کنار باقی اعضا به مردم پاسخ بدن که افراد معرفی شده و از جمله فرد منتخب نهایی به لحاظ دانش ، توانایی و سوابق تا چه اندازه به جایگاه شهرداری شهری مثل رشت نزدیک هستن؟ و چه میزان از نیازهای شهر و خواسته های مردم را تامین می کنن ؟ به نظر من فاصله بین توانایی ها و دانش و سوابق افراد (ضمن احترام به همه آنها ) با نیازهای شهر و خواسته های مردم بسیار زیاد بود و از نظر بنده مجموعه شورا در این خصوص نمره قبولی نگرفتن علت هم این بود که بدون تعریف مشخصی از شاخصهای یک شهردار مناسب صرفا به معرفی افراد توجه کردن و حتی به نظر میرسه که بعضا شخص معرفی کننده یک دور کامل و با دقت رزومه فرد معرفی شده را نخوانده .
اما در بازه زمانی دوم وضعیت تغییر کرد و باید روند حرکتی اصلاح طلبان یا به بیان بهتر لیست امید حاضر در شورا را مستقل از دیگر اعضا بررسی کرد .
به نظرم اتفاق اخیر رخ داده یک نمونه کوچک و دم دست از وضعیت کلی اصلاح طلبان و اصلاح طلبی در کشور هست ، اصلاح طلبان اگر یک مجموعه سیاسی متشکل از افراد و احزاب هستن که به ادعای خودشون اکثریت جامعه رو نمایندگی می کنن باید قادر باشن از نیروهایی که با رای مردم به مجلس و شورا می فرستن در راستای منافع مردم روستا ، شهر ، استان و کشور بهره بگیرند.
اونچه که در رشت دیده شد به هیچ وجه حاکی از چنین رفتاری نبود و موضع گیری های بعدی سه عضو محترم شورا نشان داد که نه تنها برای نظرات مردم و اصلاح طلبان ارزشی قائل نیستن بلکه اصولا احساس دین و وابستگی به اصلاح طلبان ندارند .
– واقعا دلیل رای ندادن به رسایی و اصرار بر عبداللهی چگونه قابل تحلیل است؟
بدون شک منافع شخصی .
البته دلیل را باید خود سه دوست عزیز بفرمایند که تا امروز دو نفر بیشتر سکوت کردند و فرد سوم که احتمالا باید جایگاه لیدری این جمع سه نفره را داشته باشه و بیشتر در رسانه ها حضور پیدا کرده هم در رفتار و هم در گفتار نکات عموما غیر قابل اتکا و بعضا متناقضی را بیان کرده .
تنها نکته قابل تاملی که در بیانات دوستان بوده این هست که ما با این اتفاق تغییر در صف بندی شورا ایجاد کردیم و ترکیب اکثریت و اقلیت را تغییر دادیم . نتیجه اینکه شهرداری در اختیار ماست ( یعنی عبدالهی نماینده اکثریت شورا یا به عبارتی این جمع در شهرداری است ) و با پیوستن خانم پیشگر به ما کماکان اکثریت حفظ و ما مناصب شورای شهر ، شهرستان و استان را در اختیار خواهیم گرفت .
حتی با فرض درست بودن تحلیل فوق شما در هیچ جای این تحلیل منافع شهر ، مردم و حتی اصلاح طلبان را نمی بینید .
در صورتیکه اکثریت کنش گران سیاسی وقوع چنین چیزی را در هاله ای بسیار سنگین از ابهام ارزیابی کردن یعنی هیچ تضمینی در همراهی عبدالهی و تبعیت از این جمع وجود نداره و شایعاتی هم شنیده شده که شهردار منتخب در جمع هایی بر جدا بودن حساب خود از این پنج نفر بویژه سه عضو لیست امید تاکید کرده و خواستار این شده که در برخوردهای رسانه ای با موضوع فقط به آن سه پرداخته بشه و ایشان را مستثنا کنن که امیدوارم این شایعه صحت نداشته باشه .
همچنین تضمینی در پیوستن و همراهی خانم پیشگر با این جمع وجود نداره بلکه تجربه نشان می ده حتی امید و تضمینی به تداوم همراهی پنج نفر قبلی و حتی سه نفر لیست امید هم نیست .
اصولا رفتار اعضای شورا تا کنون رفتار یازده جزیره مستقل بوده که از سر ناچاری و جهت حصول به نتیجه در مواقعی مانند تعیین رییس یا کمیسیونها یا شهردار با هم ائتلاف موقت کردن و به همین دلیل شما به جز موارد فوق و البته تصویب بودجه که آن هم از سر ناچاری است هیچ مصوبه مهم دیگری که گام و حرکتی ویژه در راستای توسعه شهر باشه در این شانزده ماه نمی بینید.
فکر کنم در این مقطع زمانی طرح دو نکته برای آگاهی مردم و طرفداران لازم باشه .
شخصا و به عنوان یک دوست مخالف شهردار شدن رسایی بودم چون معتقدم با این شورا قطعا به چالش برمی خورد اما لازم میدونم این نکته را بگم گرچه مطمئنم که مهندس رسایی از من گله خواهند کرد .
نکته اول اینکه تمامی چهار عضو لیست امید شورا و بویژه دوتن از سه نفری که به رسایی رای ندادن تایید صلاحیت شان را مدیون ایستادگی هیات نظارت شهرستان و بویژه رسایی و خانم بوذری بر موضع قانون هستند .
خانم بوذری و جمشید رسایی بواسطه حضور در هیات نظارت شهرستان رشت در دوران انتخابات فشارهای زیادی را برای رد صلاحیت برخی افراد از جمله چهره های مطرح اصلاح طلب متحمل شدند اما کوچکترین عقب نشینی نکردند و این دوستان بیش از رای مردم مدیون این ایستادگی بوده و هستن . همین جا هم عرض کنم که به نظر من بسیاری از دیگر دوستان اصلاح طلب اگر در جایگاه بوذری و رسایی قرار می گرفتن قادر به تحمل فشار وارده و مدیریت موضوع نبودند.
نکته دوم اینکه متاسفانه انتخاب لیست یازده نفره به گونه ای مدیریت و به تعویق انداخته شد تا دو نفر مد نظر تایید صلاحیت شان را از تهران دریافت کنن در حالیکه این انتظار برای دیگر افراد صورت نگرفت . چرا که به درستی می دانستند اگر در هنگام انتخاب لیست در شورای اصلاح طلبان انگ عدم دریافت تایید به هر کدام از ده ها نفر حاضر در لیست کلی اصلاح طلبان بخوره شانس رای آوریش کم می شه و البته این دوستان به دنبال آوردن بالاترین رای و قرار گرفتن در سر لیست اصلاح طلبان بودند.
جالب اینجاست که چون من چنین چیزی را در ابتدای ثبت نام و کاندیداتوری و بر اساس تجربه های قبلی پیش بینی کرده بودم ، در جلسه ای که چند هفته قبل از انتخابات در ساختمان رویال در بلوار نماز و با حضور آقایان ربانی و راستی و متقاضیان حضور در لیست امید برگزار شد پیشنهاد کردم که رای گیری برای تعیین لیست زودتر انجام بشه تا کسانی مانند من که به رفتار گروهی پایبند هستیم تکلیفمان مشخص بشه و درخواست کردم که لیست با تعدادی بیشتر مثلا دو برابر انتخاب بشه و به ترتیب میزان آرا افراد دارای اولویت باشن و از بالای لیست هر کس تایید نشد نفرات بعدی جایگزین بشه .
خوبی این پیشنهاد این بود که اولا چون بحث عدم تایید ها هنوز داغ نشده بود این موضوع کمتر بر انتخاب افراد تاثیر می گذاشت و ثانیا افرادی مثل من که خود را مقید به کنار کشیدن در صورت عدم حضور در لیست می دانستیم از تعلیق خارج می شدیم و در صورت بودن در لیست تبلیغ غیر رسمی را آغاز و در صورت نبودن به ستادهای ریاست جمهوری می پیوستیم .
متاسفانه این پیشنهاد مورد توجه قرار نگرفت و انتخاب لیست حتی یک هفته دیرتر از زمان اولیه پیش بینی شده یعنی جمعه قبل از انتخابات صورت گرفت .
جالب اینکه من در همان جلسه و در هنگام ارائه پیشنهاد از اتفاقی که در انتخابات مجلس صومعه سرا رخ داد و به امید تایید آقای قاسم رمضانپور از قرار گرفتن دلخوش در لیست امید جلوگیری شد به عنوان مثال یاد کردم .
– برخورد و رویکرد فعالین سیاسی و بویژه اصلاح طلبان استان با این ۳ نفر چگونه باید باشد؟
اتفاق رخ داده نمونه ای از اتفاقاتی است که در واقع زنگ خطر وقوع شکاف بین اصلاح طلبان و مردم را به صدا در آورده .
به زعم من تکلیف اقتدارگرایان از گذشته های دور نسبت به مردم روشن بود و انتظاری از شفافیت و پاسخگویی در رابطه با اقتدارگرایان وجود نداره اما اصلاح طلبان که مدعی دفاع از حقوق شهروندی هستن هم بابت بعضی کنش ها یا سکوتهای جمعی و هم همه رفتارهای منفعت طلبانه ، خلاف و ضد مردم برخی اصلاح طلبان یا نزدیکانشان مورد پرسش افکار عمومی هستند .
بنابراین اصلاح طلبان باید بین همراهی با مردم یا تبعیت و دنباله روی از این منفعت طلبان و بدتر از آن توجیه و ماله کشی این رفتارها که به روش ها و دستاویزهای مختلف در حال انجام است انتخابی اساسی داشته باشند .
مدتهاست که عده ای از اصلاحِ اصلاحات صحبت می کنن و ساختارهای سیاسی را مانند ساختمانی می بینن که برای اصلاح آن باید کل ساختار را حفظ کرد و فقط به چند تغییر در معماری داخلی دست زد اما من شاید به دلیل تخصصم در مهندسی آب ساختارهای سیاسی را ایستا نمی بینم و مانند آبی در جریان میبینم که به سمت مقصدی که همان توسعه همه جانبه و تامین هر چه بیشتر رفاه و منافع عموم هست حرکت میکنه ، منابع آبی بر خلاف یک ساختمان ضمن ایستا نبودن از ظرفیتی برخوردار هستن به اسم خودپالایی که تا حدی از آلاینده های ورودی را راسا پالایش می کنند.
اما گاهی این منابع در اثر وجود موانعی ، کند و راکد شده و یا آلاینده هایی به آنها وارد می شه که بیشتر از توان خودپالایی منبع هستن و انجام یک فرآیند گاه پر هزینه از پالایش را در منبع ضروری می کنند .
به زعم من در ساختار سیاسی اصلاح طلبان مانند کل ساختار کشور دیگر کار از اصلاح گذشته و نیاز به پالایش هست و البته این پالایش تبعاتی داره که یکی از مهمترین آنها چشم بستن از منفعتها و موقعیتهای زودگذر فعلی در دستگاه دولت است .
در یک کلام اصلاح طلبان باید تکلیف خود را با موضع مردم روشن کنن اگر هدف و نیت آنها ادامه وضع موجوده که تکلیف روشنه و با همین فرمان ادامه دهند و در نهایت هم دورتر و دورتر از مردم شده و احتمالا با کاهش قدرت مردمی سهمی از قدرت هم از اقتدار گرایان به آنها نخواهد رسید .
اگر هدف آنها ایستادگی در کنار مردم و حامیان و طرفداران است که باید کمر همت برای پالایش بسته و فارغ از نام افراد گزارشی شفاف از اشتباهات فردی و جمعی به مردم بدن و برنامه های خود را برای همراهی با مردم ارائه بدن تا بلکه اکثریت مردم امیدی برای همراهی پیدا کنن، چیزی که البته با توجه به وضع موجود ، من رخ دادن آن را تقریبا غیر ممکن میدانم .
و اما یک صحبت کلی با همه کسانی که در این کشور مسئولیت از نوع انتخابی و انتصابی داشتن و بعضا از موقعیتهای ویژه ای برای ادامه تحصیل برخوردار شدن بویژه دوستان اصلاح طلبم دارم ، دوستان گرامی اگر واقعا خودتان را از مردم و جزئی از مردم می دونید لطفا یک روز در منزل یا یک فضای ساکت و آرام دراز بکشید و با چشم بسته و تمرکز مروری بر زندگی خود بکنید ببینید اگر در هر ساختاری غیر از ساختار این کشور بودید جایگاه شما کجا بود ؟