کیوان بهمنش- بگذارید این نوشتار را با سخنان پر مغز دکتر مجتبی لشکر بلوکی یکی از بهترین معلمان مدیریت استراتژیک آغاز نمایم . او در یکی از کلاسهای خود بیان می نمود :
« زندگی وکسب وکاربه شطرنج تشبیه میشود . و این یک نکته بسیار اشتباه است ! واقعیت اینست که یک راهبر استراتژیست ، باید با ذهنی چند وجهی همزمان با چندین بازیگر ( رقیب ، ذینفع و همکار) تعامل کند تا در راهبردهای خویش ، موفق شود »
برای واکاوی چالشهای خاکستری رنگ مدیریت شهری این روزهای رشت زیبا! خواندن چندین باره جمله بالا میتواند چراغ راهی برای قضاوت رشتوندانی باشد که این روزها دغدغه توسعه این شهر را دارند .

براستی اگر بخواهیم هم از روی انصاف و هم از منظر تخصصی به آخرین یادداشت سرگشاده حاج محمود باقری خطیبانی عضو محترم پارلمان شهری رشت ، نگاهی بیاندازیم ، آیا میشود سخنان او را نادیده بگیریم و به دغدغه های او از منظر فنی و علمی و البته عدل و انصاف ورود ننماییم !؟
لازمه ورود و قضاوت در خصوص دغدغه های آخرین یادداشت حاج محمود باقری خطیبانی این است که ابتدا باید بپذیریم او ردای وکالت مردمان بارانی دیار باران را بر تن نموده است !
چه خوشمان بیاید از او و چه نه !
چه با او همفکر باشیم و چه نه !
چه او را پوپولیست بدانیم و چه نه !
چه او را حامی جریان توسعه گرا در شهرمان بدانیم و چه نه !
چه دغدغه های اورا برای این شهر شخصی و جناحی بدانیم و چه نه !

آری او تا پایان اردیبهشت ماه سال آتی یکی از وکلای پانزده گانه پارلمان شهری ماست و صد البته باید نیک بدانیم که از منظر علم مدیریت استراتژی او به دو سبب یکی از ذینفعان راهبردهای راهبر اصلی بلدیه رشت است :
یکم به چرایی اینکه او شهروند این شهر است پس ، شارمند شهر رشت باید او را یکی از ذینفعان راهبردهای خویش بداند .
دوم به چرایی اینکه او با وام گیری رای بخشی از مردمان این شهر توانسته است به پارلمان شهری راه پیدا نماید و جامه وکالت مردمان این شهر را بر تن نماید !

پس اگر قبول نماییم که حاج محمود باقری خطیبانی یکی از ذینفعان راهبردهای مدیریت شهری شهر رشت است و البته یک ذینفع با درجه شدت میزان اثرگذاری بسیار بالا به واسطه نقش حقوقی که از رای مردمان این دیار وام گرفته است ، پس باید در ماتریس مدیریت ذینفعان راهبردهای خویش ، امتیاز زیادی برای سطح پشتیبانی لازم از سوی این ذینفع در نظر بگیریم و او را « نافذ مستقیم » راهبردهای خویش بدانیم !

نگارنده این نوشتار ، بنا به علاقه مندی و تعصب به سرنوشت شهرم ، تمامی پروژه های اجرا شده راهبر اصلی بلدیه این شهر را چه در دوره قبلی شارمندی اش و چه پروژه های طرحریزی شده دوره فعلی او را رصد نموده ام و از منظر تدوین استراتژی ( و البته نه جاری سازی استراتژی ، چرا که از منظر جاری سازی استراتژیها او را فاقد دستیابی به نمره قبولی میدانم ) مفید و در راستای پویاسازی اقتصاد شهر میدانم ، لیکن تمامی آنها را فاقد یک عنصر مهم میدانم !!!عنصری که اگر به صورت جدی در آن ورود نماییم شاید ریشه بسیاری از چالشهای مدیریتی ایشان را خواهد خشکانید و او را با چالشهای کمتری در اداره امور مواجه خواهد نمود . نگارنده تاکنون از منظر تخصصی ، عنصر روح سیستمی و رویکرد استانداردی و علمی در پروژه های طرح ریزی شده و اجرا شده توسط شهردار محترم را هرچه بیشتر جستجو نموده ام ، کمتر یافته ام و پروژه های ایشان بدون بهره گیری از تفکرات سیستمی و استانداردی ، طرحریزی میشوند ! و راهبران موفق در اداره سازمانها و کسب و کار خویش نیک میدانند که سرچشمه دمیدن روح سیستمی به کسب و کار ما در استاندارد « مدیریت ذینفعان » نهفته است .

علایق و منافع افراد حقیقی و حقوقی متعددی بنا به دلایل متفاوتی از اجرای یک پروژه متاثر میشوند و بالتبع آنها سعی در تاثیرگذاری بر سرنوشت پروژه و بعضا شکست آن را دارند . مدیریت علایق ، منافع ، دیدگاه ها و نقطه نظرات تمامی ذینفعان پروژه به سمتی که بیشترین تسهیل را در راستای موفقیت پروژه و کمترین مقاومت و ممانعت را بر سر راه اجرای آن ایجاد نماید ، در ادبیات استاندارد تدوین استراتژی ، فرایند « مدیریت ذینفعان » می نامند .

راهبر اصلی بلیدیه رشت ، شاید به شکل تجربی و یا علمی از تئوریهای مدیریت آموخته باشد ، که چگونه مدیریت کند ، اما برآیند چالشهای عجیب مدیریتی وی نشانگر این نکته است که شاید او کمتر به این مسئله توجه داشته است که برای چه کسانی مدیریت کنید!
او و مشاورین انبوه اش ! باید نیک بدانند که محیط سازمانی که ایشان فرمان راهبری اش را در دستان خویش گرفته ، متشکل از ذینفعان متعدد است و توجه به منافع ذینفعان ، اساس بقاء سازمان او است و صد البته یکی از مهمترین اولویتها است . فضای ماموریت شهرداران و شهرداری ها در برهه زمانی حاضر ، با حجم وسیعی از مطالبات و پروژه ها روبرو است ، و امروزه متخصصان حوزه مدیریت استراتژی ، اصلی ترین عنصر در موفقیت یک راهبر را ؛ شناسایی ، تجزیه و تحلیل و مدیریت ذینفعان میدانند .

آری دوستان و دغدغه مندان توسعه شهر زیبا ولی محروم از تحصیل رشت ، اگر از منظر تخصصی و علمی بخواهیم به سخنانی که حاج محمود خطیبانی همواره گفته اند و فریاد کشیده اند و ما هم به این دلیل که او را شاید همفکر خود نمیدانستیم ، به او گوش فرا نمی دادیم ، این بار مفاهیم علمی تدوین استراتژی ها ما را ملزم نموده است که به سخنان او باید گوش فرا دهیم چرا که او یک ذینفع با درجه « نافذ مستقیم » است .

آری باید به او گوش فرا دهیم که چرا می گوید ؛
« از تمامی فرهیختگان و متخصصین شهری که دل نگران فردای شهر عزیزمان هستند و خود را در برابر فرزندان این شهر مسئول می دانند، دعوت می کنم به دور از هر گونه قضاوت، با ایجاد ارتباط و تعاملی نزدیک با منتخبان خود در شورای اسلامی شهر رشت از نزدیک در روند امور قرار گیرند تا بتوانند قضاوت درستی از عملکرد مدیریت شهری داشته باشند. »

باید به او گوش فرا دهیم که چرا می گوید ؛
« بنده بعنوان کوچکترین عضو شورای شهر رشت به این اعتقاد دارم که شایستگی شما همشهریان عزیز که در اعصار گذشته بواسطه داشتن فرهنگ غنی و متعالی سرآمد بودید، بسیار بیشتر از این است که با اجرای شتاب زده یک پیاده راه پر مساله و پر حاشیه که هر روز صدای اعتراض جمعی از کسبه، راننده، پیرزن و پیرمرد را بلند می کند، مدعی باشیم که کاری ویژه و متفاوت انجام داده ایم و با برپایی نمایش و به حرکت در آوردن دستگاههای تبلیغاتی مخالفین را ضد توسعه بنامیم. »

باید به او گوش فرا دهیم که چرا می گوید ؛
« اینجانب از تمامی صاحب نظران حوزه شهری اعم از مهندسین شهرساز، مهندسین ترافیک، برنامه ریزان شهری و … ، استدعا دارم با نقد عملکردها بر مبنای آمار و اطلاعات صحیح، یاری گر ما باشند. بر این عقیده استوار هستم که این حق شهروندان رشتی است که مطلع باشند هزینه تمام شده پروژه ها چه میزان بوده و هزینه استاندارد و متعارف آن چه میزان است. »

باید به او گوش فرا دهیم که چرا می گوید ؛
« ایمان قلبی دارم که شایسته نیست هزینه این ریخت و پاشها و عدم مدیریت ها از جیب مردم جبران گردد. بیش از چهار ماه از افتتاح پیاده راه گذشته، هر روز دارند بعنوان اصلاح یک قسمتی را می کنند! چه دلیلی برای افتتاح و انجام شتاب زده پروژه ای داشتند که همین امروز هم طرح آنرا نهایی نکردند و هر روز کلنگ بدست گرفتند و یک گوشه ای از آنرا می کنند؟ آبنمای میدان مرکزی که آقای شهردار بدون برگزاری مناقصه و به بهانه اضطرار زمانی به مبلغ هفتصد میلیون تومان به یک شرکت غیر بومی داده و الان به جهت نقص تعطیل شده ، همین بوده که به بهانه انحصاری بودن به یک شرکت اراکی دادند ؟ یعنی در رشت ، ما هیچ شرکتی نداشتیم که بتواند این کار را انجام دهد ؟ بله که بوده ! از این کار قوی تر را به نصف قیمت انجام می دهند! »

باید به او گوش فرا دهیم که چرا می گوید ؛
« از متخصصین امر استدعا دارم تا بیایند و ما این اطلاعات را در اختیارشان قرار دهیم که کار انجام شده و قیمت تمام شده را مطلع باشند آن وقت اگر دیدند بنده دارم بیهوده و نادرست حرف می زنم به همه شهروندان بگویند محمود باقری بی حساب حرف می زند و حرفش مبنایی ندارد، اما بنده انتظار ندارم از افرادی که قلم بدست گرفتند و دارند با قلم شان قضاوت می کنند و تحلیل و اطلاعات به مردم می دهند، ناآگاه باشند. »

آری باید به او گوش فرا دهیم که چه می گوید و چرا میگوید !
آری او تا پایان اردیبهشت ماه سال آتی یک ذینفع با درجه « نافذ مستقیم » در راهبردهای مدیریت شهری است و بعد از آن نیز اگر دوباره مردمان این دیار ردای وکالت را بر تن او ننمایند ، هم باید نیک بدانیم که او باز هم یک ذینفع در راهبردهای مدیریت شهری ماست و باید به سخنان او گوش فرا دهیم …