محمد ابراهیم خلیلی:می توان مطلب را با این سوال آغاز کرد که:آیا به عنوان یک مدیر(بطور عام) هدف شما بهبود عملکرد،جلب رضایت و کسب اعتماد مخاطبان،خدمتگزاری و تحصیل موفقیت در مدیریتی که تقبل کرده اید،می باشد؟اگر پاسخ مثبت است و شما مدیری معتقد به منطق و استدلال و مشارکت دادن و بهره بردن از اندیشه های سازنده صاحب نظران در تفکرات مدیریتی در حوزه مدیریت سازمان خود هستید و خود را مدیری کاردان ،کارآمد ، با هوش ،دارای سبک مدیریتی ، متمایز و در عین حال پاسخگو می دانید و مشی مدیریتی خود را در جایگاهی که برگزیده اید،حداقل خودتان می ستایید،پس چرا در مقابل هجمه ای از انتقادهای منتقدین و معترضین که بیان می دارند که روش و رفتارهای مدیریتی و عملیاتی شما، از منظر بسیاری از ذینفعان سازمان، غیر قابل قبول است،واکنشی در خور و مثبت را بروز نمی دهید؟و کماکان به ادامه روند رفتارهای متناقض وغیر مقبول خود(البته از منظر منتقدان)همچنان اصرار می ورزید؟آیا در چنین شرایطی تصور نمی کنید که معترضان و نقادان اینطور تامل و تحلیل می کنند که یک مشکل اساسی مقصودی و نگرشی و یک مسئله ابهام بر انگیز بنیادی و بینشی در چگونگی اداره سازمان و نحوه ارائه خدمت، در تفکر و مشی مدیریتی شما وجود دارد؟
آیا انجام امور مدیریتی به صورت وارونه ، شخص مدیر را به بهبود عملکرد ،که هدف اصلی او باید تلقی شود و به سوی مقاصدی مخاطب طلب ،هدف گیری شده،و در جریان باشد،اورا به مقصد نهایی خواهد رساند؟ در این حالت، قطعا پاسخ منفی خواهد بود و چنین رویکردی،مسلما اتخاذ روشی کاملا اشتباه در تفکر مدیریتی است! حالا سوال و انتظار از این دسته از مدیران این است که،آقای مدیر! با توجه به شرایطی که در آن قرار گرفته اید،چرا تغییرجهت مثبت(positive redirection) نمی دهید؟
آیا معتقدیدکه ،منتقدان و معترضان به اشتباه یا به عمد ،رفتارهای عملکردی و مدیریتی شما را زیر سوال می برند و شما را به چالش می کشند؟فکر نمی کنید بالحاظ چنین موضع مدیریتی و اصرار بر ادامه آن ،فرصت های بزرگ و فراوانی را یکی پس از دیگری از دست می دهید؟و یا چرا اندرز های مشفقانه و سازنده را نمی شنوید و با انتخاب بهترین های آن ،به اصلاح اشتباهات (هر چند کوچک) و یا تکمیل اقدامات عملیاتی(هر چند بزرگ)خود نمی پردازید و آنهارا رفع و اصلاح نمی کنید؟
و با تغییر جهت مثبت و تامل در مورد نقدهای صورت گرفته که بر اساس تاکیدات عقلی ونقلی ، ممکن هست بسیاری از آن ها ،وارد و صحیح باشد،به منتقدان خود واکنش مثبت نشان نمی دهید و آتش روشن شده در زیرپای مدیریتی خود را با تدبیر و درایت و با ایجاد امید، خاموش نمی کنید؟آیا تغییر جهت مثبت را مغایر شان و منزلت مدیریتی و خود می دانید و یا اینکه آیا فکر نمی کنید پاسخ مثبت روشمند و عقلایی ،بازخورد مشخص مثبتی را به معترضان و نقادان نشان می دهد و از گسترش و تقویت مخالفت ها و احتمالا فضاسازی ها از جانب آنان، می کاهد؟مدیران مجرب و کاردان و اندیشمند واقفند که اصولا انتقادات و نقدهای اولیه در صورت عدم توجه جدی از طرف مدیران،بزودی به واکنش های منفی(negative reaction) منجر خواهد شد و ، شاید بدون توجه جدی به این که با چه دقتی و مستند به چه مدارک و اسنادی، صورت می گیرد،به تضعیف اعتماد و تخریب تعاملات وگسیختگی روابط مدیریتی و سازمانی انجامیده و ادامه این وضعیت ،به شخصیت حقیقی و حقوقی اشخاص در هر رده و منصبی که باشند آسیب می رساند،و فضای مسموم و تیره ای را ایجاد می کند که متعاقبا ممکن است به لجبازی و واکنش های سخیف بیانجامد و اعتماد و اطمینان فیمابین سازمان، مدیران و مخاطبان ،که اصولا مردم هستند را از بین می برد و بنابراین، بی اعتمادی و عدم اطمینان و ایجاد فاصله ،باعث اشتباهات افزونتر و اظهار نظرهای غیر کارشناسانه تر و افزایش برخوردها ی غیر مدیریتی شده وبا بی ثبات تر کردن شرایط و متزلزل کردن روابط و تعاملات ،ضمن مانع تراشی و جلوگیری از روند بهبود عملکردها،اهداف سازمانی و تامین خواسته های مخاطبان سازمان را،یا به تعویق می اندازد و یا ناخواسته به مرور زمان، علیرغم نیت صادقی که در طرفین می تواند باشد، عمده دستاوردها را که با مشقت بدست می آیند، متروکه،یاتخریب و ویران می سازد!
ودر نتیجه آثار زیانبار این عدم نقد پذیری و در نتیجه عدم تعامل و همراهی، بر دوش مخاطبان بی تقصیر در میان طرفین ،یعنی مردم و سازمان ،باقی می ماند!چرا که در هر صورت، هیچ تردیدی وجود ندارد که مدیران ،ممتاز باشند یا نباشند،خود را برتر بدانند یا ندانند ،خدمت بکنند یا نکنند،دائمی و جاویدان بر مسند خود باقیماندنی نیستند،اما مردم به عنوان دارائیهای ثابت و سرمایه های بی بدیل انسانی و اجتماعی و صاحبان اصلی سازمان ها و نهادها، ماندگارند!! ودر آینده تاریخ بر چگونه بودن مدیران ، خوب یا بد،موفق یا ناموفق ،خادم یا خائن ،قضاوت خواهند کرد!

بنابراین تفاهم،اعتماد،ثبات،هم افزایی و همگام شدن با صاحبان ایده ها،طرح ها و پیشنهادات سازنده،نیاز لاینفک امروز مدیران با تمامی اشخاصی است که بدون هیچ خواهش شخصی و زیاده خواه و منفعت طلب،رفتارهای مدیریتی مدیران منتخب خود را واکاوی و آنها را متعهدانه،نسبت به حقوق مردم،نقد دلسوزانه و کارشناسانه می کنند!
مدیران مدبر و خادم،از نقدهای سازنده منتقدان تیزبین ،معتقد و متعهد،با درایت و تدبیر خود،استقبال کرده و با تمسک به آنها پلهای مستحکمی را برای عبور موفقیت آمیز از موانع و مشکلات،برای ارائه خدمات هر چه بیشتر و پایدارتر به ولی نعمتان خود، می سازند.
مدیران کارآمد،پلهای پیشنهادی راه گشا را، که معبر سازندگی ،خدمتگزاری و موفقیت هستند را ،نسنجیده و لجبازانه ،تخریب نمی کنند! زیرا به صورت بدیهی ،اصولا مدیران باید بدانند و قطعا می دانند،اگر امروز با هر دلیل و با هر شرایطی ، امکانی فراهم شده است و در مسند مدیریت قرار گرفته اند، الزاما این مصدر نشینی معنایش این نمی تواند باشد که،فقط ایشان ،متشخص ، استثنایی و بهترین هستند و عالیترین نظر مدیریتی را دارند!
فراموش نکنیم که، فقط خود ستایان افزون خواه و آزمند، به خود مدیر انگاری صرف(self managed) روی می آورند و با رویا پردازی ، بر ستون های سست و متزلزلی تکیه می کنند که هرآن ممکن است فرو بریزند و همه آمال دور و دراز او، همانند رشته ای، بافته و یا نابافته ،به پنبه ای در هم تنیده وسردرگم تبدیل شوند! آن چنانکه آن سویش ناپیدا باشد!
مدیران شایسته ،هوشیار ،کاردان ،مجرب و مهذب ، عاقلانه از عقول شایستگان و نقادان و حتی معترضان ، به عنوان مشاورانی ،که خود داوطلبانه پیش قدم معاضدت و همراهی شده اند،یاری خواسته و از نظرات و طرح های آنها ، بهره گرفته و نردبان مدیریت خود را برای ارائه خدمت هر چه بیشتر و بهتر ،محکمتر می سازند و با مساعدت و همگامی همه همراهان،با توان بیشتر و شایستگی بهتر ،دوران خود را با افتخار و سرافرازی به پایانی رستگار ملحق می کنند!
در غیر این حالت، کافی است آقایان مدیر، یک نگاه واقع بینانه و سنجیده به آن بخش از فراگرد و حاصل تفکرات مدیریتی خود،که اکنون در میدان مدیریتشان، ظاهرا جنبه عملیاتی پیدا کرده اند و در میدان نقد مخاطبان و نقادان و معترضان قرار گرفته اند بیاندازند، تا معنای توضیحات روشنگر و سازنده فوق را واضح تر در یابند واگر مایل بودند آن را نقشه راه آینده خود سازند!